آرماگدونپايگاه خبری،اطلاع رسانی آرماگدون 4 تير 1397 ساعت 12:36 http://armageddon.ir/vdca.inik49nmu5k14.html -------------------------------------------------- پروفسور ابوالفضل عزتی متفکر و اندیشمند قرآنی جهان اسلام عنوان : اسلام هراسی در بعد معنوی خطرناک تر است یا بعد سیاسی؟ -------------------------------------------------- امروز ما مورد تهاجم قرار گرفته ایم، اسلام هراسی ای که امروز از آن بحث می شود تنها یک بعد آن سیاسی است اما بعد معنوی و دینی آن بسیار فراتر است. متن : پروفسور ابوالفضل عزتی در خصوص تفسیر تطبیقی قرآن با دیگر کتب آسمانی گفت: امروز در ایران در رابطه با قرآن کارهای بسیار خوبی انجام شده اما مشکل این است که این کارها تنها برای خود ما ایرانیان، با فرهنگ ایرانی و اسلامی و آشنا به مباحث قرآنی و فرهنگ قرآنی پاسخگو است. به عبارت دیگر ما خودمان از خودمان برای توجه به قرآن دعوت کرده و برای خودمان تبلیغ می کنیم. امروز که مردم دنیا و فرهنگ های مختلف به هم نزدیک شده اند نمی توانیم ادعای فعالیت های بین المللی داشته باشیم اما چیزی برای ارتباط، انتقال و ارایه به مردم جهان نداشته باشیم و در این زمینه انتقادات به ما فراوان است. وی افزود: قرآن از نظر ما دارای عصمت و قداست است اما پیروان سایر مکاتب و ادیان نیز نسبت به کتب مقدس خود همین احساس و همین نگاه را دارند. ضمن اینکه امروز برخی جریان ها با اهداف خاص موضوعات مختلفی مانند «وجود تضادهای فراوان» در قرآن را برای حمله به قرآن مطرح می کنند، به عنوان مثال من سال ها پیش کتابی به زبان انگلیسی دیدم با عنوان «کلمات غیر عربی دخیل در قرآن» که اوایل تصور می کردم این کار در راستای خدمت به قرآن است اما پس از مطالعه کتاب متوجه شدم این اثر با رویکرد مبارزه و مقابله و به چالش کشیدن قرآن نگاشته شده است، بنابراین این جریانات امروز در دنیا فعال هستند. پروفسور عزتی تصریح کرد: ما امروز از روش تطبیق قرآن با قرآن، قرآن با روایات و یا تفسیر قرآن به قرآن استفاده می کنیم در حالی که می بایست روش دیگری را نیز با نام «تفسیر تطبیقی قرآن» پایه گذاری کرد. البته این بدان معنا نیست که میان تفاسیر شیعه و سنی تطبیق انجام شود بلکه به مفهوم تطبیق قرآن با سایر کتب آسمانی است یعنی کاری انجام شود که وقتی موضوعی به نام «تضادهای قرآن» را علم می کنند بتوانیم نمونه های اینچنینی و صدها مورد از این تضادها که در تورات و انجیل وجود دارد را در مقابل مطرح کنیم و برای این کار می بایست مطالعات دقیق و جامعی انجام شود. این محقق علوم قرآن در ادامه با اشاره به قاعده لطف در اعتقادات اسلامی خاطرنشان کرد: ما مسئله نبوت را بر اساس قاعده لطف الهی که از بطن توحید منبعث می شود، مطرح می کنیم در حالی که اگر این موضوع در دین یهود مورد بررسی و واکاوی قرار بگیرد متوجه می شویم که یهودیت مسئله لطف الهی را اینچنین معنا می کند که «همه لطف خدا تنها بر این قوم شامل شده و بر اساس لطف الهی این قوم، قوم برگزیده خدا هستند.» مسیحیان نیز معتقد به گناه اولیه و اصلی انسان هستند یعنی معتقدند حضرت آدم (ع) که در بهشت از آن میوه ممنوعه خورد شخص معینی که ما او را به عنوان حضرت آدم می شناسیم، نبود بلکه بشریت بود که مرتکب چنین خطایی شد و این گناه در میان بشریت همگانی است و همه بشر گناهکار هستند و خداوند برای اینکه ما را از این گناه نجات دهد فرزند خود مسیح را فرستاد تا به دار کشیده شود و سایر انسان ها از گناه پاک شوند. به عبارت دیگر لطف خدا در مسیحیت اینچنین معنا می شود که خدا فرزند خود را برای به دار آویخته شدن به میان بشریت می فرستد تا گناه آنها را پاک کند در حالی که این دیدگاه از منظر اسلام به هیچ وجه پذیرفته نیست. پروفسور عزتی تصریح کرد: با مطالعه و بررسی برخی از اعتقادات در سایر ادیان می توان به راحتی درک کرد که ما چگونه می توانیم کاملا عاقلانه و عقل پسندانه آموزه های اسلامی و اعتقادات خود را در برابر آنها مطرح کنیم اما در این رابطه باید ظرافت های این کار را در نظر گرفت. امروز دوره اینکه مدام شعار بدهیم که اسلام بسیار خوب است و یا همواره در حال نصیحت دیگران باشیم، گذشته؛ امروز باید کارهای تحلیلی انجام داد که نیازمند ظرافت های خاصی است. وی افزود: مسئله تفسیر تطبیقی یک موضوع من درآوردی نیست بلکه همان موضوع تدبر در قرآن است که خود قرآن نسبت به آن امر فرموده است به عنوان مثال کلمه «غیب» که در آیات اولیه سوره بقره مطرح شده آیا به معنای «خدای نادیدنی» است؟ اگر اینگونه باشد ما خدا را با مفهومی منفی معرفی کرده ایم در حالی که خداوند وجود مطلق و مثبت است. پروفسور عزتی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: امروز ما مورد تهاجم قرار گرفته ایم، اسلام هراسی ای که امروز از آن بحث می شود تنها یک بعد آن سیاسی است اما بعد معنوی و دینی آن بسیار فراتر از بعد سیاسی است. من وقتی خودمان را با مسیحیان مقایسه می کنم می بینم آنها در اعتقادات اشتباه خود از ما در اعتقادات صحیح خودمان بسیار محکم تر و مستحکم تر عمل می کنند. ما باید روش خود را در معرفی خودمان به دنیا چه در معرفی دینی و چه در معرفی فرهنگ ایرانی تغییر دهیم و با روش ها، زبان ها و تحلیل های صحیح آن را ارایه کنیم. این متفکر و اندیشمند قرآنی خاطر نشان کرد: نمونه یکی از حملاتی که امروز نسبت به اسلام و قرآن انجام می شود تلقین این موضوع است که اسلام دین خشونت و قران مملو از آیات خشونت است و این موضوع حتی در میان جوانان ما در داخل ایران نیز ریشه دوانده است در حالی که وقتی شما تورات را با قرآن مقایسه می کنید اصولا تورات (تورات فعلی) چیزی جز خشونت ندارد یا اینکه عنوان می شود دین اسلام سراسر دستور است در حالی که تورات بیشتر از اسلام دستور دارد همه این موارد بیانگر این است که ما امروز در این عرصه با یک چالش مواجه هستیم. وی در بیان پیشینه کار خود در رابطه با تفسیر تطبیقی قرآن با سایر کتب آسمانی گفت: این کار از حدود ۱۰ سال پیش آغاز شد و تا امروز که من سوره بقره را با این شیوه به نگارش درآورده ام بیش از یک میلیون کلمه در این سوره به شکل تطبیقی و مقایسه ای کار شده است. البته ایده اصلی این موضوع (مقایسه و تطبیق) از زمان رسول الله صل الله علیه وآله وجود داشته و واقعه مباهله در واقع نوعی احتجاج و به چالش کشیدن است. همچنین احتجاجاتی که هر یک از ائمه به خصوص امام رضا علیه السلام با دانشمندان و علمای سایر ادیان داشته اند. وی در تطبیق موضوع خشونت در اسلام با مسیحیت گفت: مسیحیت در ۲۰۰ سال اخیر جز از راه استعمار و خشونت از راه دیگری در دنیا منتشر نشده است. یعنی ابتدا استعمارگران وارد مناطق مختلف جهان شده و سپس اسقف ها و مبلغان دینی آنها به تبلیغ مسیحیت پرداخته اند. هرچند اصل این تئوری از نگاه آنها دفاعی است به این معنا که آنها معتدند با تهمت زدن به اسلام از خود دفاع می کنند و همه کارهای خود را نوعی دفاع می دانند. این پژوهشگر در ادامه یادآور شد: وقتی در مسیحیت قاعده لطف اینچنین معنا می شود که خداوند فرزند خود مسیح را فرستاد تا گناهان بشریت بخشیده شود یعنی «شریعت» هیچ است و اصولا شریعتی وجود ندارد. از نگاه آنها عیسی آمده است تا همه انسان ها را از قید و قعود رها کند. البته همه می دانیم که مسیحیت امروز ، دین حضرت عیسی علیه سلام نیست بلکه ساخته و پرداخته شخصی به نام "سن پول" است. در این نوع نگاه لطف خدا در مقابل دین و قوانین الهی قرار می گیرد در حالی که در اسلام لطف خدا و قوانین شریعت در مقابل هم نیستند بلکه در راستای هم قرار دارند.