آرماگدونپايگاه خبری،اطلاع رسانی آرماگدون 9 خرداد 1391 ساعت 14:16 http://armageddon.ir/vdchtqnqd23nv.ft2.html -------------------------------------------------- عنوان : تفاوت های بنیادین ... -------------------------------------------------- اسراییل با داشتن حدود 200 کلاهک هسته ای و تسلیحات اتمی خطری همیشگی برای منطقه می باشد اما هیچ گاه از سوی سازمان ملل مورد بازخواست قرار نگرفته است و در مقابل ملت ایران که تصمیم گرفته است درقالب سازمان های بین المللی و پادمانهای جهانی برنامه های هسته ای خودرا پیش ببرد محکوم به تعلیق است. متن : مذاکرات بغداد با همه امیدها و حواشی اش به تاریخ پیوست . هرچند با توجه به فضای مذاکرات استانبول۲ و نیز مذاکرات بغداد کارشناسان امیدوار بودند تا پس از یک دهه گره کور مذاکرات هسته ای ایران باز شود و فصل جدیدی را در رویارویی با غرب در مورد برنامه های هسته ای ایران شاهد باشیم . اما نتیجه پایانی مذاکرات بغداد هیچ دستاورد خاصی به همراه نداشت و تنها تعین مکان مذاکرات بعدی را به همراه داشت ولی از نظر محتوای مذاکرات پیشرفت چشم گیری بهمراه نداشت ؛ و گروه ۱+۵ خصوصا تیم مداکره کننده امریکا همچنان برطبل تعلیق فعالیت های هسته ای ایران کوبیدند و دراین میان نیز ایران به هیچ عنوان حاضر نیست از حقوق اساسی خود در این زمینه عقب نشینی کند. و یک سوال همچنان ذهن افکار عمومی را به خود مشغول کرده است ، براستی مشکل غرب در خصوص پرونده هسته ای ایران چه می باشد که بیش از یک دهه باعث شده است تا این پرونده به نتیجه نرسد و برای یافتن جواب سوال فوق شاید مرور کردن اظهارات خانم کاترین اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا درکنفرانس خبری پس از مذاکرات بغداد خالی از لطف نباشد " از ایران انتظار داریم قدم های مشخص در مورد ایجاد اعتماد بردارد ، هر دو طرف مایل به پیشرفت گفتگو هستیم .گرچه تفاوت های بنیادین داریم به همین دلیل مذاکرات را ادامه خواهیم داد." برای پی بردن به تفاوت های بنیادین نیازی به تحقیق فراوان در این زمینه نیست پرواضح است آنچه راه ما را از غرب جدا می کند نوع نگاه در مورد مسئله موجودیت و حیات رژیم صهیونیستی در منطقه است. غرب خصوصا ایالات متحده امریکا حیات خویش را در حمایت از رژیم صهیونیستی می بینند ؛ طبق بررسی های صورت گرفته ۳درصد جمعیت امریکا را یهودیان تشکیل می دهند که بر ۸۰ درصد از ثروت و منابع اقتصادی امریکا تسلط دارند. پرواضح است در نظام سرمایه داری امریکا کلیه تصمیمات توسط این گروه خاص (که در جنبش وال استریت معروف به گروه یک درصد شده اند) گرفته می شود. به عبارت دیگر امریکا تبدیل به مستعمره ای از مستعمرات اسراییل شده وبرای پی بردن به اهمیت احتیاج غرب به رژیم صهیونیستی بهترین موضع گیری را جیمی کارتر رییس جمهور سابق امریکا بیان نموده است : " خودکشی سیاسی را بر چشم پوشی از حمایت اسراییل ترجیح می دهم " با این اوصاف امریکا نیز خود را موظف می داند در صحنه بین الملل و سازمان های جهانی همیشه حامی منافع اسراییل باشد ؛ اسراییل با داشتن حدود ۲۰۰ کلاهک هسته ای و تسلیحات اتمی خطری همیشگی برای منطقه می باشد اما هیچ گاه از سوی سازمان ملل مورد بازخواست قرار نگرفته است و در مقابل ملت ایران که تصمیم گرفته است درقالب سازمان های بین المللی و پادمانهای جهانی برنامه های هسته ای خودرا پیش ببرد محکوم به تعلیق است. واضح است با نگاهی به مبانی انقلاب اسلامی ایران متوجه می شویم که دفاع از مسلمانان و مستضعفین جهان جزء اساسی ترین مبانی انقلاب می باشد خصوصا تولد رژیمی جعلی که برمبنای اشغال و تجاوز شکل گرفته که با روح بیدار انقلاب اسلامی در تضاد است . به عبارت دیگر رژیم صهیونیستی خنجرزهرآلود غرب است در پهلوی امت اسلامی که با راه اندازی نظامی جعلی در حساس ترین نقطه خاورمیانه برای غرب تبدیل به اتاق فکری شده است تا بر علیه اسلام و مسلمانان منطقه دسیسه چینی کند . با این اوصاف بهتر می توان در مورد تفاوت های بنیادینی که گروه ۱+۵ در مذاکرات بغداد از آن صحبت به میان می آورد صحبت کرد ؛ غرب در مذاکرات از ایران خواسته است تا غنی سازی ۲۰درصد را متوقف کند تا در قبال آن راه های تامین سوخت راکتور تهران که کاربردی دارویی دارد را تسهیل کند به بیان دیگر متاع نقد را به بهای حلوای نسیه راعوض کند و در این زمینه بعید به نظر می رسد که ایران حاضر به همکاری با غرب باشد . اما آنچه مسلم داستان پرونده هسته ای ایران باید به سرانجامی برسد و با توجه به شرایط لرزان اقتصاد غرب و نیز پیش رو بودن انتخابات ریاست جمهوری امریکا به نظر می رسد غرب باید راهش را از سران تل آویو جدا کند زیرا در غیر این صورت این اروپا است که باید تاوان رژیم صهیونیستی را پرداخت کند.