آرماگدونپايگاه خبری،اطلاع رسانی آرماگدون 2 ارديبهشت 1391 ساعت 6:00 http://armageddon.ir/vdcicyaq2t1ar.bct.html -------------------------------------------------- عنوان : جنگ همه جانبه غرب برای نابودی جهان اسلام -------------------------------------------------- مقابله با این تحرکات صرفاً یک راهکار دارد و آن وحدت تمام ممالک اسلامی با محوریت مقاومت در قالب بیداری اسلامی است؛ اصلی که غرب را به وحشت واداشته و برای مقابله با آن هر فتنه ای را اجرا می کند. متن : در دهه ۱۹۹۰ و پس از تجزیه یوگسلاوی، جنگ های داخلی در بوسنی و هرزگوین که با جاه طلبی های صرب ها انجام شد، فاجعه بزرگ انسانی را رقم زد. نمود عینی این جنایت بزرگ را در نسل کشی هشت هزار مسلمانان در سربرنیتسا می توان مشاهده کرد. هر چند که این جنایات ضدبشری به نام افرادی مانند میلوسوویچ و کارادزیچ از سران صرب ها نوشته شد، اما در نهایت اسناد افشا شده و نیز اظهارات شاهدات عینی پرده از حقیقتی دیگر برداشت و آن نقش کشورهای غربی در قالب ناتو در این فاجعه انسانی بود. کشورهای غربی تحت نام نیروهای سازمان ملل در حالی با ادعای حمایت از مردم وارد منطقه شدند که نه تنها اقدامی در این زمینه صورت ندادند، بلکه خود به عامل کشتار هزاران انسان بی گناه مبدل شدند. در کنار سلطه نظامی بر منطقه، اموری چون تجزیه کشورهای منطقه و نیز تبدیل آن به الگویی برای سایر کشورهای مورد نظر غرب در جهان و در نهایت نسل کشی مسلمانان هدف اصلی غرب از ایجاد بحران در مناطق جدا شده از یوگسلاوی و حضور نظامی در این کشورها بوده است. اکنون در سال ۲۰۱۲ در حالی جهان با مجموعه ای از بحران ها و چالش ها مواجه است که بررسی سیاست ها و اقدامات غربی ها به ویژه آمریکا، نشانگر تلاش آنها برای تکرار حوادث اجرا شده در دهه ۱۹۹۰ در حوزه بالکان به ویژه در کشورهای اسلامی است. بررسی تحولات کشورهای اسلامی از جمله: افغانستان، پاکستان، ایران، عراق، سوریه، لبنان، یمن، عربستان، اردن، فلسطین، مصر، تونس، لیبی، سودان، مالی، نیجر، نیجریه، سومالی و ... نشان می دهد که غربی ها برآنند تا طرح تجزیه و کوچک سازی کشورهای اسلامی را اجرایی سازند، تا در کنار آن، نسل کشی مسلمانان را نیز بجد اجرا کنند. روند تحولات چنان بوده که برخی تأکید دارند غربی ها به دنبال تکرار جنگ های صلیبی با ابزارها و اشکال جدید هستند تا اهداف ضداسلامی و جاه طلبانه خود را اجرایی سازند. سیاستی که با وضع قوانین ضداسلامی و ترویج افراط گرایی در داخل جوامع غربی صورت گرفته، لشکرکشی نظامی و نسل کشی سراسری در کشورهای اسلامی را در بر می گیرد. در این عرصه، غربی ها سیاست های متعددی را به کار گرفته اند از جمله: - جنگ میان همسایگان نظیر آنچه اکنون میان سودان و سودان جنوبی و یا سومالی و چاد روی می دهد. - احیای گروه های تروریستی نظیر القاعده که نمود آن را در یمن، سوریه، افغانستان، پاکستان، لیبی و بسیاری از کشورهای آفریقایی می توان مشاهده کرد. - ایجاد درگیری های قومی و قبیله ای که در اکثر کشورهای اسلامی اجرا می شود. - ترویج نظام فدرالی نظیر آنچه در عراق و لیبی مطرح شده که همانا تجزیه کشور با حربه های دموکراتیک و به اصطلاح مردم سالارانه است. - ورود نیروهای حافظ صلح سازمان ملل به بهانه حمایت از مردم در برابر ناامنی و بی ثباتی مانند آنچه غرب به شدت برای اجرای آن در سوریه تقلا می کند. غربی ها از گروه های تروریستی در سوریه حمایت کرده تا فضایی ناآرام را ایجاد کنند و سپس با ادعای مقابله با این ناآرامی ها، خواستار حضور نیروهای خارجی در این کشور هستند. - اقدام نظامی مستقیم با عنوان بشردوستی که مردم لیبی، افغانستان، پاکستان از قربانیان این تفکر می باشند. - سرنگونی دولت ها و نظام هایی که با سیاست های غرب مخالف می باشند، به وسیله حربه های مختلف نظامی، اقتصادی، کودتاهای رنگی و ... اهداف طرح های غرب چنانکه ذکر شد، کشورهای غربی به ویژه آمریکا برآنند تا به هر نحوی شده، تجزیه کشورهای اسلامی را اجرایی سازند. حال این سوال مطرح است که هدف غرب از اجرای این طرح چیست و راه مقابله با این تحرکات چه می باشد؟ در این زمینه می توان گفت، مهم ترین مسئله برای غربی ها جلوگیری از وحدت سراسری جهان اسلام است. گسترش فرهنگ مقاومت میان مسلمانان در چارچوب بیداری اسلامی، ممالک اسلامی را به سوی وحدت سوق داده است، به ویژه اینکه برخی حاکمان دست نشانده غرب نیز در قیام های مردمی سرنگون شده اند. این وحدت به معنای نابودی سیاست های سلطه طلبانه غرب در جهان اسلام و حتی سراسر جهان می باشد، لذا غربی ها با ایجاد فتنه و کوچک سازی کشورهای اسلامی به دنبال مقابله با این وحدت هستند. نکته مهم دیگر تقلای غرب برای حفظ منافع استعماری و غارت ثروت های کشورهای اسلامی است. غربی ها سال هاست که ثروت های جهان اسلام به ویژه منابع نفتی را به تاراج برده اند، در حالی که تحولات اخیر این امر را با ابهامات بسیاری مواجه ساخته است. تجزیه و بحرانی شدن شرایط داخلی کشورهای اسلامی فرصتی برای غرب است تا به این غارت گری ها ادامه دهد. نمود این امر را در تحرکات غرب برای تجزیه بیشتر سودان و فروپاشی اتحاد لیبی می توان مشاهده کرد که برای سلطه بر منابع نفتی این کشورها صورت می گیرد. در این میان باید حفظ منافع صهیونیست ها را که با احیای بیداری اسلامی در مسیر زوال قرار گرفته است از ارکان اهداف غرب دانست. نکته مهم دیگر، نقش هژمونی آمریکایی در این فرایند است. هر چند آمریکا خود را همچنان پیرو نظام تک قطبی می داند، اما ورود بازیگران جدید به صحنه و بیداری جهانی برای مقابله با آمریکا، این امر را متزلزل ساخته است. آمریکا که در جهان با چالش مواجه شده تلاش دارد تا حربه ای را که انگلیسی ها در گذشته از آن استفاده کرده اند، یعنی تجزیه کشورها با محوریت استمرار بحران تکرار کند. آمریکا با کوچک سازی کشورهای اسلامی به دنبال حفظ سلطه بر آنها و استمرار هژمونی یک جانبه گرایانه در جهان است. اما مولفه مهم در طرح های تجزیه گرایانه غربی ها، اجرای پنهان و آشکار نسل کشی مسلمانان است. کشتاری که به کمک حاکمان دست نشانده عربی، بهره گیری از گروه های تروریستی، ایجاد فضای آشوب و ناامنی، جنگ داخلی، جنگ میان کشورهای اسلامی، حضور ناظران و نیروهای بین المللی و در نهایت حمله مستقیم نظامی اجرا می شود. غرب عملاً کشتار گسترده مسلمانان را اجرا می کند در حالی که با وضع قوانین سخت گیرانه در جوامع غربی نیز ابعاد دیگر اسلام ستیزی را محقق می نماید. با توجه به آنچه ذکر شد می توان گفت که اکنون غرب محور سیاست های خود را معطوف به جهان اسلام کرده که تجزیه این کشورها مهم ترین هدف آن می باشد. مقابله با این تحرکات صرفاً یک راهکار دارد و آن وحدت تمام ممالک اسلامی با محوریت مقاومت در قالب بیداری اسلامی است؛ اصلی که غرب را به وحشت واداشته و برای مقابله با آن هر فتنه ای را اجرا می کند.