کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 13 شهريور ماه ، 1389
 
منوي اصلي

 

 


کاربران حاضر
در حال حاضر 7 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

ويژه نامه

ویژه نامه

ویژه نامه های موسسه فرهنگی آرماگدون

 


آگهي تبليغات

آگهي تبليغات

 

 دعوت به همکاری افتخاری موسسه فرهنگی آرماگدون


 
اسرائيل بدون ايالات متحده، ماندني نيست.




بررسي پيوند پيچيده ايالات متحده و رژيم صهيونيستي از نگاه روزنامه نگار كهنه كار آمريكايي


 


کد مطلب : 100190


اين عبارت كوتاه و گويا، نماينده بخشي از ديدگاههاي «كريس هجز» درباره رژيم صهيونيستي است. در كارنامه حرفه اي اين روزنامه نگار كهنه كار آمريكايي كه در آستانه سومين دهه از عمر فعاليتهاي رسانه  اي خود قرار دارد، سابقه حضور و گزارشگري از نقاط بحران خيزي مانند آمريكاي مركزي، خاورميانه، آفريقا و بالكان - كه بيشتر از 50 كشور را شامل مي شود- چشمگير است.

 

كريستين ساينس مانيتور، راديو ملي آمريكا، دالاس مورنينگ نيوز، نيوريورك تايمز و مجله هاي نيشن، فارين افرز، هارپر و مادر جونز، نمونه هايي از رسانه هاي ديداري و شنيداري هستند كه گزارشهاي «كريس هجز» را منتشر كرده اند. او يكي از اعضاي تيمي از خبرنگاران نيويورك تايمز بود كه در سال 2002 به سبب پوشش خبري مسائل مربوط به تروريسم جهاني، برنده جايزه پوليتزر شدند. جايزه سال 2002 سازمان عفو بين الملل(جايزه جهاني روزنامه نگاري حقوق بشر) نيز به كريس هجز تعلق گرفت.

هجز كه علاوه بر فرانسه، اسپانيولي و زبانهاي لاتيني به زبان عربي هم صحبت مي كند، حدود هفت سال به عنوان مسؤول دفتر خاورميانه اي روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز فعاليت كرده است.

ديدگاههاي ضد جنگ كريس هجز و مخالفت او با حمله به عراق سبب شد روزنامه آمريكايي وال استريت ژورنال در سرمقاله اي مواضع او را به باد انتقاد گرفته و محكوم كند. دو هفته پس از سخنراني معروف جرج دبليو بوش - موسوم به «مأموريت تمام شد»- در مورد جنگ عراق، كريس هجز در مراسم آغاز سال تحصيلي كالج راكفورد حاضر شد و در نطقي جنجالي، سياستهاي آمريكا را در عراق زير سؤال برد.

پس از اين سخنراني، نيويورك تايمز با اين توجيه كه «اظهاراتش، اعتماد عمومي را به روزنامه و بي طرفي آن متزلزل مي كند»، رسماً او را توبيخ كرد. اندكي بعد، كريس هجز از كار در نيويورك تايمز كناره گرفت تا وقتش را صرف تدريس در دانشگاه و تأليف كتاب كند.آنچه در ادامه مي خوانيد، بخشهايي از تازه ترين يادداشت «كريس هجز» است كه با عنوان «اعلام استقلال از اسرائيل» در مجله اينترنتي «تروث ديگ» منتشر شده و به بررسي پيوندهاي اسرائيل و ايالات متحده پرداخته است.

 

***

 

اسرائيل بدون ايالات متحده احتمالاً وجود نخواهد داشت. هنگامي كه مصر با آموزش و پشتيباني اتحاد شوروي در جنگ اكتبر 1973 از كانال سوئز عبور كرد و سوريه بر فراز بلنديهاي جولان قامت افراشت، موجوديت اسرائيل به گونه خطرناكي در آستانه نابودي قرار گرفت.

در گرماگرم اين رويارويي، هواپيماهاي ترابري غول پيكر آمريكا به كمك اسرائيل شتافتند. هواپيماهاي آمريكايي هر نيم ساعت يكبار بر زمين مي نشستند تا به ارتش از هم پاشيده اسرائيل كه بيشتر توان زرهي خود را از كف داده بود، خدمات بدهند. در طول مدتي كه جنگ ادامه داشت، كمكهاي نظامي ايالات متحده به اسرائيل از مرز 2/2 ميليارد دلار گذشت.

مداخله آمريكا در اين درگيري از يك سو اعراب را به خشم آورد و از ديگر سو تحريم نفتي اوپك را به دنبال داشت كه خسارت اقتصادي قابل توجهي را براي غرب به ارمغان آورد. احتمالاً اين جنگ را بايد شگفت انگيزترين نمونه سامانه حمايتي بي وقفه ايالات متحده از حيات دولت يهود دانست.

اسرائيل در نيمه شب 14 مي 1948 متولد شد و 11 دقيقه بعد، ايالات متحده آن را به رسميت شناخت. از آن زمان تاكنون، دو كشور ارتباط تنگاتنگي با يكديگر داشته اند.

در ابتداي رابطه، واشنگتن نقش تعديل كننده اي را ايفا مي كرد. پس از اشغال غزه در سال 1956، رئيس جمهور آيزنهاور كه به خشم آمده بود، اسرائيل را وادار به عقب نشيني از اين منطقه كرد. هواپيماهاي جنگي اسرائيل در جريان جنگ 6 روزه كه در سال 1967 اتفاق افتاد، ناو آمريكايي «يو اس اس ليبرتي» را بمباران كردند. اين كشتي با پرچم ايالات متحده در 15 مايلي ساحل اسرائيل مستقر بود و ارتباطات تاكتيكي و استراتژيك طرفين جنگ را شنود مي كرد. در نتيجه حمله اسرائيل به اين ناو، 34 ملوان آمريكايي كشته و 171 نفر ديگر مجروح شدند. در پي اين تهاجم عمدي، دلبستگي واشنگتن به اسرائيل براي مدتي به سردي گراييد. با اين وجود ثابت شده كه تنشهايي از اين دست دوام چنداني نداشته است و لابي پيچيده و كاركشته اسرائيل در آمريكا كه از لحاظ مالي بخوبي پشتيباني مي شود و همواره در پي يك كاسه كردن سياست خاورميانه اي اسرائيل و آمريكا بوده، مسائل بوجود آمده را برطرف مي كند.

پيوند با آمريكا، منافع بي شماري را براي اسرائيل به ارمغان آورده كه كمك مستقيم اقتصادي- نظامي ايالات متحده به ارزش 140 ميليارد دلار، مهمترين بخش آن محسوب مي شود.

اسرائيل سالانه 3 ميليارد دلار كمك مستقيم مالي دريافت مي كند. اين رقم تقريباً 20 درصد بودجه مربوط به كمكهاي خارجي ايالات متحده را شامل مي شود. اعطاي كمكهاي خارجي ايالات متحده منوط به آن است كه دريافت كنندگان كمكها، خريدهاي نظامي خود را از شركتهايي آمريكايي انجام دهند با اين وجود، اسرائيل اجازه دارد حدود 25 درصد از پول دريافتي از آمريكا را صرف يارانه دادن به صنايع نظامي پرسود و رو به رشد خود كند.

همچنين اسرائيل بر خلاف دولتهاي ديگر، از حسابرسي نحوه هزينه كردن كمكهاي مالي دريافتي معاف است و بدين ترتيب بودجه دولت اسرائيل معمولاً صرف ساخت شهركهاي يهودي نشين جديد مي شود تا از اين رهگذر اشغال سرزمين فلسطين توسط اسرائيل و ساخت ديوار امنيتي كه هزينه هر مايل آن يك ميليون دلار برآورد شده، با قوت و قدرت ادامه يابد.

گذر پر پيچ و خم ديوار حائل از ميانه كرانه باختري، محله هاي دورافتاده  و پراكنده اي را پديد مي آورد كه زيستگاه فلسطينيان فقير است. پيش بيني مي شود هنگامي كه كار ساخت ديوار حائل پايان يابد، آمد و شد به 40 درصد از سرزمين فلسطينيان غيرممكن شود. اين مسأله، بزرگترين زمين خواري اسرائيل از جنگ 1967 به اين سو خواهد بود. در اين ميان، ايالات متحده از يك سو رسماً با گسترش شهركهاي يهودي نشين و ديوار حائل مخالفت مي كند و از ديگر سو هزينه هاي چنين اقداماتي را تأمين مي كند!

ايالات متحده علاوه بر اعطاي نزديك به 3 ميليارد دلار كمك اقتصادي به اسرائيل براي توسعه سيستمهاي تسليحاتي، زمينه دسترسي آن را به بخشي از حساسترين اندوخته هاي زرادخانه نظامي آمريكا - مانند بالگردهاي تهاجمي بلك هاك و جتهاي جنگنده اف - 16 - نيز فراهم آورده است. همچنين آمريكا اطلاعاتي را كه از همپيمانانش در ناتو دريغ مي كند، در اختيار اسرائيل گذاشته است.

هنگامي كه اسرائيل از امضاي معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي سر باز زد، ايالات متحده سكوت پيشه كرد تا اسرائيليها نخستين برنامه سلاحهاي هسته اي منطقه را تهيه و اجرا كنند.

افول جايگاه سياست خارجي ايالات متحده - بويژه در دوران حكومت جرج دبليو بوش- باعث شده، راهبردهاي اين كشور در عرصه جهاني تا حد ضميمه سياست خارجي اسرائيل تنزل كند.

ايالات متحده از سال 1982 تاكنون، 32 قطعنامه شوراي امنيت را كه در انتقاد از اسرائيل صادر شده، وتو كرده است. تعداد دفعاتي كه آمريكا به وتوي قطعنامه هاي سازمان ملل متوسل شده، از مجموع موارد وتوي ديگر اعضاي شوراي امنيت بيشتر است. ايالات متحده ادعا دارد، از شوراي امنيت و قطعنامه هاي آن پشتيباني مي كند اما از فشار آوردن براي اجراي قطعنامه هايي كه عليه اسرائيل صادر شده، رويگردان است؛ قطعنامه هايي كه اسرائيل را به عقب نشيني از سرزمينهاي اشغالي فرامي خواند.

جانبداري بي شرمانه آمريكا از اسرائيل، خشم و تنفر اعراب را برانگيخته است. در اين راستا افراد اندكي را در خاورميانه مي توان يافت كه بين سياستهاي اسرائيل و آمريكا تفاوتي قائل باشند. با اين وصف، هنگامي كه مسلمانان از مسأله حمايت آمريكا از اسرائيل به عنوان نخستين دليل انزجارشان از ايالات متحده ياد مي كنند، بايد به حرفهاي آنها گوش فرا دهيم. پيامدهاي اين رابطه ناعادلانه و يكسويه در حال بازتاباندن آثار خود در جنگ مصيبت بار عراق، افزايش تنش با ايران، لبنان و نيز بحران انساني- سياسي در غزه است. سياست خاورميانه اي ايالات متحده كه تحت تأثير رابطه با اسرائيل نخ نما شده، مي تواند كابوس شعله ور شدن آتش درگيريهاي منطقه اي را با ابعادي اسفبار عينيت بخشد.بسياري از مقامات حوزه سياستگذاري و نيز وزارت خارجه ايالات متحده از مدتها پيش چنين وضعيتي را پيش بيني كرده بودند.

گره زدن سرنوشت آمريكا به اسرائيل در خاورميانه مسأله اي است كه در ابتدا مورد قبول صاحبنظران سياست خارجي آمريكا - شخصيتهايي مانند ژنرال جرج مارشال، وزير خارجه رئيس جمهور هري ترومن- نبود و همه در مورد تبعات آن هشدار مي دادند، زيرا آنها مي دانستند هزينه اي كه بايد ايالات متحده در اين منطقه نفت خيز بپردازد، از بزرگترين خطاهاي استراتژيك آمريكا در دوران پس از جنگ است و البته حق با آنها بود؛ چنانكه اكنون در نتيجه اين تصميم، امنيت آمريكا و اسرائيل به مخاطره افتاده و زمينه براي بروز يك جنگ منطقه اي مهيا شده است.

پيوندي كه هيچ توجيه ژئوپولتيكي ندارد، هنگامي معنا مي يابد كه از منظر بومي و داخلي به آن نگريسته شود. لابي اسرائيل تبديل به يك جريان قدرتمند در نظام سياسي آمريكا شده كه هيچ كانديداي دموكرات يا جمهوريخواهي را جرأت به چالش طلبيدن آن نيست. اين لابي موفق شد وزارت خارجه آمريكا را از آن گروه كارشناسان عرب كه موافق نظريه «وحدت منافع اسرائيل و آمريكا» نبودند، پاكسازي كند. حاميان اسرائيل، صدها ميليون دلار براي پشتيباني از آن گروه نامزدهاي انتخابات ايالات متحده كه دوستدار اسرائيل انگاشته مي شوند، هزينه كرده  و كساني را كه از اين مسير منحرف شده اند بسختي مجازات كرده اند؛ چنانكه بوش پدر را با اين استدلال كه به اندازه كافي در دفاع از منافع اسرائيل جدي نبود، گوشمالي دادند و اين درسي شد براي بوش پسر كه اين مسأله را فراموش نكند. جرج دبليو بوش نخواست همانند پدرش، رئيس جمهور يك دوره اي باشد.

سياستهاي خاورميانه اي ايالات متحده توسط كساني طراحي مي شود كه پيوندهاي نزديكي با لابي اسرائيل دارند. هر كس كه در صدد مقابله با مواضع خصمانه اسرائيل در اين خصوص برآيد، همانند وزير خارجه سابق كاولين پاول بي رحمانه سر جايش نشانده مي شود. اين پيوستگي و ارتباط در دوران حكومت كلينتون نيز توسط تيمي از كارشناسان خاورميانه متمايل به اسرائيل، وفادارانه پيگيري مي شد كه در ميان آنها چهره هايي مانند دنيس راس(هماهنگ كننده اسبق مسائل خاورميانه) و مارتين ايندايك(معاون سابق قدرتمندترين لابي اسرائيل در واشنگتن موسوم به آيپاك) جلب نظر مي كردند. افرادي مانند راس و ايندايك، حداقل ديدگاههاي متعادلي داشتند و تا جايي كه مخالفت اسرائيل برانگيخته نمي شد، با تشكيل يك دولت فلسطيني - اگر چه ناپايدار يا غيرممكن- موافق بودند. اما حكومت بوش به جناح راست افراطي لابي اسرائيل متوسل شد. اين شاخه از لابي اسرائيل، ذره اي با فلسطينيان سر آشتي ندارد و از سويي حتي يك كلمه انتقاد را به اسرائيل تحمل نمي كند و چهره هايي مانند اليوت آبرامس، جان بولتون، داگلاس فيث، لوئيس اسكوتر ليبي بدنام، ريچارد پرل، پل ولفوويتز و ديويد ورمسر نمايندگان اين جريان سياسي هستند.... به هر رو، حكومت كنوني آمريكا اشتباهات فاحش و مصيبت بار اسرائيل - از ساخت ديوار امنيتي در كرانه باختري، محاصره غزه و آغاز يك بحران انساني تا تهاجم ويرانگر و بمباران گسترده لبنان- را تأييد كرده است.

در اين ميان، چند تحرك نه چندان جدي كاخ سفيد براي انتقاد از عمليات نظامي اسرائيل، تحت فشارهاي اسرائيل به عقب نشيني شتاب زده و تحقيرآميز دولت آمريكا از مواضعش منتهي شد. هنگامي كه نيروهاي نظامي اسرائيل در آوريل 2002 بار ديگر ساحل غربي را اشغال كردند، رئيس جمهور بوش از نخست وزير وقت اسرائيل(آريل شارون) خواست عمليات را متوقف و شروع به عقب نشيني كند. پس از يك هفته فشارهاي سنگين لابي اسرائيل و متحدان آن در كنگره(كه تقريباً همه نمايندگان كنگره را شامل مي شد!)، رئيس جمهور آمريكا از موضع خود عقب نشست و شارون را «مرد صلح» ناميد! بدين ترتيب يكي از لحظات تحقيرآميز تاريخ ايالات متحده رقم خورد و روشن شد كه كنترل آمريكا در دست چه كساني است....

آينده ايالات متحده آبستن حوادث شومي است، زيرا نه تنها اهداف سياست خارجي اسرائيل با منافع آمريكا همخوان و سازگار نيست بلكه به صورت جدي به آنها لطمه مي زند. رشد ستيزه جويي در خاورميانه، زمزمه حمله به برخي كشورهاي منطقه و نيز شكست طرح بزرگ آمريكا در عراق همگي فرصتهاي بي سابقه اي را براي رقباي ايالات متحده بوجود آورده اند.

روشن شدن آتش درگيريهاي منطقه اي نه به سود اسرائيل است نه به نفع آمريكا، اما به نظر مي رسد كساني كه سكان كشتي دولت ايالات متحده را در دست دارند، عزم خود را جزم كرده اند كه آن را با سرعت مرگباري به صخره هاي پيش رويمان بكوبند.

 

منبع : خبرگزاري انتخاب









کلمات کليدي :

© کپی رایت توسط : پايگاه اطلاع رساني موسسه فرهنگي آرماگدون (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 24 تير ماه ، 1386 (759 مشاهده)

[ بازگشت ]

صفحه اصلي        |         جستجو        |         دريافت فايل        |         آرشيو اخبار        |        تماس با ما

© کپی رایت 2010 توسط پايگاه اطلاع رساني موسسه فرهنگي«آرماگدونArmageddon»


کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به موسسه فرهنگی آرماگدون است.


استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع ویا اجازه کتبی امکان پذیر است.


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir