نویسنده: گریس هال سل
ترجمه : خسرو اسدی
کد مطلب : 100001
مقدمه
در كتاب تدارك جنگ بزرگ (بر اساس پيشگويي هاي انبياي بني اسرائيل) اتحاد پنهانى ميان اسرائيل و مسيحيان دست راستى ايالات متحد بررسي مي شود.محتواى اين كتاب ، به روشنى نشان مىدهد كه توطئهاى بزرگ در كار است و عدهاى سلطهگر و ماجراجوى صهيونيست، به بهانه وجود پيشگويىهايى درباره رويارويى با مسلمانان،با همكارى مسيحيان افراطى دست راستى،در تدارك جنگى سهمگين با كشورهاى اسلامى هستند. گرچه در اين كتاب،دولت امريكا و در رأس آن سياستمدارانى همچون ريگان از حزب جمهورى خواه از حاميان اصلى اين توطئه محسوب مىگردند،اما متأسفانه پوشش فريبكارانه،از قبيل حمايتهاى ظاهرى از مسلمانان،ايجاد پارلمان براى آنها،برگزارى انواع كنفرانسهاى اسلامى در لندن و ...دستهاى پليد كهنه كاران سياست انگليس را در اين توطئه از ديد تحليلگران سطحى پنهان ساخته است. همواره در تاريخ، مجموعه برداشتهاى بجا و نابجا از پيشگويىها، دستاويز عدهاى ماجراجو و فتنهگر بوده است و خواهد بود.
نبرد هارمجدّون:
از سال 1980، این عادت در من پیدا شده است كه هر یكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجیل كهن» فال ول را در تلویزیون ببینم.براى آنكه مطالب بیشترى درباره خداشناسى آرماگدون(1) فال ول بدانم ؛ و دریابم كه پیروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مىكنند، در سال 1983، در تور مسافرتى به سرپرستى او به سرزمین قدس، نام نویسى كردم.من یكى از 630 نفر مسیحىاى بودم، كه از نیویورك به تل آویو پرواز كردیم. در آنجا ما را به گروههاى حدود 50 نفرى تقسیم كردند. به هر یك از گروهها یك اتوبوس و یك راهنماى اسراییلى اختصاص داده شده بود. ما پس از یك استراحت شبانه با اتوبوس هایمان به راه افتادیم.حالا در این سفر كوتاه، شما هم با من همراه شوید:
براى این كه به دره مجدو برویم، از تل آویو حدود 55 مایل به طرف شمال حرکت میكنیم. به محلى مىرسیم كه در 20 مایلى جنوب - جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود 15 مایل است پس از پیاده شدن از اتوبوس، با كلاید، یك مدیر اجرایى بازرگانى بازنشسته از مینیاپولیس، كه سالهاى آخر دهه 60 سالگى خود را مىگذراند، همگام مىشوم. كلاید، فارغ التحصیل كالج است و در جنگ دوم جهانى، در ارتش آمریكا با درجه سروانى، در آفریقاى شمالى و اروپا، خدمت كرده و به خاطر فرماندهى هوشمندانه سربازانش و شجاعت شخصى اش در زیر آتش دشمن به گرفتن نشان افتخار، مفتخر شده است. قدى دارد در حدود شش پا و هیكلى مناسب، كه آن را نتیجه خدمتش در ارتش مىداند.همسر كلاید دو سال پیش درگذشته است و به همین جهت در این سفر تنهاست. سر و وضعش تمیز و مرتب است. با شلوارى پشمى، پیراهنى سفید، كراوات مناسب و كت كشمیر؛ سرى دارد پرمو كه تنها بخشى از آن خاكسترى شده است.فاصله كوتاهى تا یك تل یا پشته كوچك، پیاده طى مىكنیم. این تپهاى است مصنوعى، كه از لایههاى مختلف یا برجا مانده از گیاهان و جانوران و یا جامعههاى باستانى كهن پوشیده شده است.كلاید توضیح مىدهد: «زمانى در اینجا یك شهر قدیمى كنعانى قرار داشته است» و اضافه مىكند كه ما در لبه جنوبى فضاى بزرگ گسترده و هموار دشت اسدرالون(2) قرار داریم، كه در كتاب مقدس «دره جزرال» هم گفته شده است.در زمانهاى قدیم مجدو شهر بسیار مهمى بود. این شهر در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژیك نظامى و كاروان رو قرار داشت.كلاید، این كهنه سرباز از تاریخ دان مىگوید: «جاده ماریس، یعنى جاده باستانى ساحلى، كه مصر را از راه مجدو، به دمشق و مشرق مربوط مىساخت، از این دره مىگذشت.»مىگویم: «پس با این توصیف، این محل همیشه میدان جنگ بوده است؟»
كلاید پاسخ مىدهد: «بله، برخى از تاریخ نویسان اعتقاد دارند، كه در اینجا بیش از هر جاى دیگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان كهن همیشه مىگفتند، هر فرماندهى كه مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پایدارى مىكند.»
«شما در صحیفه یوشع بن نون (باب 12، آیه 21)(3) مىخوانید كه چگونه یوشع و اسراییلیان، در اینجا كنعانیان را شكست دادند. و در «كتاب داوران» باب چهارم و پنجم مىخوانید كه دو قرن پس از آن نیروهاى اسراییلى در زیر فرماندهى دبوره و باراق، در نبردى بر سیسرا سردار كنعانیان چیره شدند.(4)»
«و بعد چنانكه مىدانیم، شاه سلیمان این شهر را مستحكم ساخت و به مركزى براى اسبها و ارابه هایش بدل كرد.حتى در طى سالهاى عمر من هم در اینجا نبردهاى مهمى داشتهایم. نزدیك به پایان نخستین جنگ جهانى، در سال 1918، ژنرال انگلیسى آلن بى، درست در همین جا در مجدّو، به پیروزى قاطعى بر تركها دست یافت.»همه عضوهاى گروه ما، به پیاده روى خود تا یك نقطه مناسب ادامه مىدهیم و سپس در نقطهاى كه بر همه دره جزرال كه به سوى شمال غربى تا دوردست اشراف دارد، غرق تماشا مىشویم.كلاید با صداى هیجان زدهاى مىگوید: «و سرانجام، حالا داریم میدان آخرین نبرد بزرگ را تماشا مىكنیم!»مىپرسم: اما آخر شما از كجا مىدانید كه نبرد نهایى در اینجا روى خواهد داد؟
كلاید پاسخ مىدهد: «شما همین اسم - یعنى مجدّو - را بگیرید، كلمه عبرى هار، یعنى كوه را به آن اضافه كنید. این دو كلمه به شما هارمجدّو را مىدهد، كه ما هارمجدّون ترجمه مىكنیم.»در حالى كه او صحبت مىكند، من مىكوشم استدلال او را، با جستجوى هار یا كوه دنبال كنم؛ اما كوهى پیدا نمىكنم. با وجود این، چون دره روبروى خودمان را مىتوانیم ببینم، پس نقطه مناسبى كه روى آن ایستادهایم، بآسانى مىتواند هار (كوه) تلقى بشود. اما با همه اینها، آیا هارمجدّو - كه كلمه كلمه به معنى كوه مجدو است - به یك محل دلالت مىكند یا یك رویداد؟
كلاید، كمى با بى حوصلگى پاسخ مىدهد: «نه، نه، این میدان نبردى است كه همه ملتها در آن درگیر مىشوند. این آخرین نبرد میان نیروهاى نیكى و نیكوكارى به رهبرى مسیح و نیروهاى شیطانى به رهبرى دجال خواهد بود.»من، مانند میلیونها مردم دیگر، سخن كلاید را باور مىكنم. من همیشه چیزهایى درباره هارمجدّون شنیده بودم، اما با همه شنیدن هاى این واژه اشتقاق آن را نمىدانستم. پرسیدم كه آیا درباره این واژه هارمجدّون مطالب زیادى خواندهاید؟
كلاید گفت: «مىدانید، واژه هارمجدّون تنها یك بار در انجیل آمده است؛ یعنى درست همان كه در كتاب مكاشفه یوحنا باب شانزدهم، آیه 16 آمده است؛ و سپس این آیه مختصر را نقل مىكند:«و ایشان را به موضعى كه آن را در عبرانى هارمجدّون مىخوانند، فراهم آوردند.»
از آن جا كه این واژه در زندگى ما نقش چنین با اهمیتى دارد، امیدوارم بتوانم اشتقاق آن را پیدا كنم، من آنچه را كه كلاید گفت تكرار مىكنم: در كتاب عهد عتیق، هیچ ذكرى از این واژه نشده است. در كتاب عهد جدید هم تنها یك مورد، یعنى در باب مكاشفه كه گاهى مكاشفات، یا مكاشفه یوحناى قدیس هم گفته مىشود، آمده است. اما من هنوز سردرگم هستم، در حالى كه در مكاشفه، از «محلى» به نام هارمجدّون صحبت مىكند، كلاید اصرار دارد كه هارمجدّون معنى یك نبرد را مىرساند.كلاید مىگوید: «یوحناى پیش گو كتاب مكاشفه را نوشته است؛ و چنانكه مىدانیم ما از همین اثر یوحنا است كه بیشترین اطلاعات خودمان را از آخرین روزهایى كه داریم مىگذرانیم، به دست مىآوریم. او تصویر كاملى از آخرین نبردى كه باید درست در همین محل صورت بگیرد، به دست داده است. به یاد دارید كه او در پیشگویى خود از این نبرد بزرگ، مىنویسد(5):
«و بلدان امتها خراب شد... و هر جزیره گریخت و كوهها نایاب گشت.» و بعد مىافزاید:
«خداوند همه چیز را درباره آینده مىداند. هیچ چیز را از او گریزى نیست. خداوند از همان آغاز مىداند، چه كسى به هاویه خواهد رفت و چه كسى دقیقا نخواهد رفت. هنگامى كه خداوند قانون را نازل كرد، دقیقا مىدانست كدام انسان قادر به رعایت آن نخواهد بود.»
من به خودم جرات داده مىپرسم: «خداوند از پیش مىداند؟ و از پیش مقرر كرده است؟»
كلاید پاسخ مىدهد: «شما باید به خاطر داشته باشید كه این از پیش دانستن، تعیین كننده همه چیز نیست. اما آنچه كه خداوند مىداند، فراتر از هر حدس و گمانى است. آنچه خداوند مىداند، با یقین كامل صددرصد مىداند؛ و او همه چیز را مىداند.در كتاب مكاشفه، خداوند با بكار گرفتن یوحنا، توصیف كاملى از آنچه كه این جنگ آخرالزمان خواهد بود، به ما مىدهد.»
و ادامه مىدهد:«یك ارتش 200 میلیونى شرقى در طى یك سال به سمت غرب به حركت درمى آید. این ارتش به حركت درمى آید و در تغییر مكان خود پرجمعیتترین ناحیههاى جهان را پیش از رسیدن به رودخانه فرات، ویران خواهد ساخت.»
«باب 16 مكاشفه به ما مىگوید كه رودخانه فرات خشك خواهد شد، و این به پادشاهان مشرق زمین، مشرقیان، اجازه خواهد داد كه سرزمین اسراییل را درنوردند.»(6)
تكرار كردم:«پادشاه مشرق زمین؟» و ذهن من به سوى سرزمینهاى جهان كه در مشرق رود فرات قرار دارند، به پرواز درمى آید. هیچ پادشاهى كه امروز در آن ناحیه حكمروایى داشته باشد به ذهنم خطور نمىكند. در زمان ما، شاه ایران آخرین پادشاه مشرق رود فرات بود. امروز دیگر هیچ شاهى در آنجا نیست، اما در زمان یوحنا چنین شاهانى وجود داشتند، پس گفتم : « آیا این نمایانگر آن نیست كه یوحنا این سخنان را درباره زمان خودش گفته است، و نه زمان ما؟»
كلاید گفت:«نه، نه، شما مىتوانید پادشاهان را به معنى رهبران یا سران دولتها بگیرید.»
كلاید كه در همه جا طرفدار جدى تعبیر كلمه به كلمه كتاب مقدس است، در این مورد، خود كلمه كتاب مقدس را قبول ندارد.
حرف او را قطع نمىكنم و او به نقل خود ادامه مىدهد: «این پادشاهان یا رهبران تمامى ربع مسكون، بزرگترین ارتش تاریخ جهان را درست به اینجا، به مجدّو مىآورند.»
با چشمان فراخ شده سخن مىگوید و چهرهاش وقتى از فرشتهاى حرف مىزند كه پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و آبش خشكید تا راه ارتش بزرگ پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مىآیند از بستر آن باز بشود، برق و درخشندگى ناشى از پیش بینى به خود مىگیرد.اما وقتى سازمان دادن یك ارتش خوب، ارتشى بسیار كوچكتر از همه ارتش هاى مشرق زمین، تا این اندازه دشوار باشد، چگونه یك رهبر، یا گروهى از رهبران مىتوانند موفق به بسیج كردن یك ارتش 200 میلیون نفرى بشوند؟كلاید مىگوید: «خوب، روشن است، این رهبران هدف هاى ژئوپلیتیك دارند، و ارواح شیطانى آنان را به پیش مىرانند.»پرسیدم: «ارواح شیطانى؟»
كلاید گفت:«در این مورد، اینها همان ارواح شیطانى فرشتگان به خاك افتادهاى هستند، كه از شیطان در عصیانش در برابر خداوند، پشتیبانى كردند. پس از اینكه این ارواح شیطانى بر ذهن رهبران جهان مسلط شدند، این رهبران و ارتش هاى جهان، نادانسته به پیادگان آنها تبدیل مىشوند.»
به نظرم همه چیز دارد بخوبى جفت و جور مىشود. براى اینكه مطمئن شوم كه همه چیز را به درستى فهمیدهام، گفتم:«آیا این دجال است كه این ارواح شیطانى را در ذهن رهبران جهان جاى مىدهد؟» و كلاید تصدیق كرد.
كلاید علاوه بر ارواح شیطانى، از «وحش» مكاشفه یوحنا هم صحبت كرد و توضیح داد كه: «وحش، یعنى اینكه اتحاد نیرومندى از ملت هاى اروپایى و گروهى از ملت ها كه در آخرین روزها به پا خواهند خاست، به وجود خواهد آمد. حالا ما مىدانیم كه داریم درعهد آخرالزمان زندگى مىكنیم. زیرا پیدایش اتحاد نیرومند ملت هاى اروپایى را دیدهایم و این همان چیزى است كه ما جامعه اقتصادى اروپا یا بازار مشترك مىنامیم. با مطالعه این پیشگویى، ما مىتوانیم به چشم ببینیم كه خداوند همه این رویدادها را از پیش خبر داده است.(7)
كلاید ادامه مىدهد: «همه آنچه كه رویدادنش را در جهان امروز مىخوانیم، به روشنى نشانگر این است كه این پیشگویى به زودى روى خواهد داد.
و در این نبرد آخرالزمان - كه با مطالعه زكریاى نبى و همین مكاشفه از آن آگاه مىشویم - نیروهاى ملت هاى سرتاسر زمین در زیر فرمان دجال، بر ضد خداوند ما عیسى مسیح و قدیسان پرافتخارش خواهند جنگید و چنان كه مىدانیم، مسیح، در این خونینترین نبرد تاریخ، آن میلیون ها را از میان خواهند برد و دجال را به قتل خواهد رسانید.»
كلاید براى اینكه نكتهاش را اثبات كند، آیه هشتم از باب دوم تسالونیكیان (كتاب عهد جدید) را از حفظ خواند:
«آن گاه آن بى دین –كه كلاید اضافه مىكند، منظور از بى دین همان دجال است- ظاهر خواهد شد، كه عیسى خداوند، او را به نفس دهان خود هلاك خواهد كرد و به تجلى ظهور خویش او را نابود خواهد ساخت.»
من براى كلاید تفسیر كردم كه، احتمال ندارد مسیحیان، جز در مورد بهشت و جهنم، این اندازه اندیشه و كلام را به هارمجدّون اختصاص داده باشند.هنگامى كه كلاید و من، گرم گفتگو هستیم، دیگر افراد گروه ما، با نشستن بر روى سنگها یا علفها، غرق اندیشه درباره این دره داراى مزرعههاى گندم و جو و باغهاى میوه شدهاند. در حالى كه این دره تا این اندازه ساكت و آرام تا این اندازه صلحآمیز به نظر مىرسد، رفتار و گفتار كلاید نشانگر آن است كه زیر و رو شدن همه جهان در یك انفجار بزرگ، ناگزیر به نظر مىرسد. او از جزئیات توصیف خودش درباره این آتش سوزى بزرگ، سخت مطمئن به نظر مىرسد.با این همه، این جنگ قرار است كه در همین میدان برابر ما روى دهد درهاى كه چنان كوچك است، كه در یك مزرعه نیراسكا جاى مىگیرد؛ و اگر در یك ایلخى پرورش گاو تگزاس قرار داشته باشد، در آن گم مىشود. در حالى كه به سوى این دره كوچك آرام پوشیده از مزرعههاى با سنگچین از هم جدا شده اشاره مىكردم، به كلاید گفتم كه اینجا، براى یك چنین جنگ عظیمى، بیش از اندازه كوچك به نظر میرسد. خیلى جدى گفت: «نه، تانكهاى خیلى زیادى را مىتوان در اینجا جاى داد.»تكرار كردم، تانكها، و همه ارتشهاى روى زمین؟كلاید گفت:«بله، همه این ها را. اما باید به خاطر داشته باشید كه این بزرگترین نبردى خواهد بود كه تاكنون روى داده است. چندین میلیون نفر، همین جا خواهند مرد.»
پرسیدم: «و یك جنگ هستهاى همین جا، در مجدّو شروع خواهد شد و همه دنیا را ویران خواهد كرد؟»پاسخ داد: «بله، شما این را در باب سى و هشتم و سى و نهم صحیفه حزقیال نبى مىخوانید. در این دو باب یك جنگ هستهاى توصیف شده است.» سپس مىگوید: «باران هاى سیل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، تكان هاى سختى در زمین پدید خواهند آورد، كوه ها سرنگون خواهد شد و صخرهها خواهد افتاد و جمیع حصارهاى زمین منهدم خواهد گردید، رویارو «در برابر هر گونه وحشت».(8) امكان ندارد كه حزقیال نبى، به چیز دیگرى جز مبادله سلاح هاى تاكتیكى هستهاى، اشاره كرده باشد.»اطمینان و یقین كلاید، احساس واقع بینى مرا متزلزل مىسازد. با این حال مىدانم، او چیزى را مىگوید، كه میلیون ها آمریكایى، دقیقا به آن باور دارند.پرسیدم: «آیا تصور شما از مسیح، شبیه یك ژنرال پنج ستارهاى است كه ارتش ها را رهبرى مىكند؟ و آیا كلام كتاب مقدس را چنان تعبیر مىكند كه مسیح به عنوان سر فرمانده آن، نیروهایى را كه بر ضد او متحد شدهاند، با به كار بردن سلاح هاى هسته اى، نابود خواهد كرد؟»
پاسخ داد: «بله، در واقع مىتوانیم انتظار داشته باشیم كه مسیح، ضربه نخست را وارد كند. او، سلاح نوینى را براى نخستین بار، به كار خواهد برد. و این سلاح، همان اثرهایى را خواهد داشت، كه بر اثر یك بمب نوترونى ایجاد مىشود. شما مىتوانید این مطلب را در آیه دوازدهم باب چهاردهم كتاب زكریاى نبى بخوانید، كه مىگوید:«گوشت ایشان در حالتى كه بر پایهاى خود ایستادهاند، كاهیده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید، و زبان ایشان در دهانشان كاهیده خواهد گشت.»
مىپرسم، منظور شما این ست كه آیا خود مسیح ضربه نخست را خواهد زد؟ كلاید پیش از دادن پاسخ همه قد شش پایى خودش را روى پاهایش راست مىكند و با صداى قوى و سخت صمیمى خود مىگوید:«بله، عیسى مسیح به این زمین باز مىگردد، تا حكومت الهى را در آن برقرار سازد ؛ و این كار را از ستاد خود در اورشلیم، خواهدكرد.»پرسیدم: « و بر سر یهودیانى كه در اسراییل زندگى مىكنند، چه خواهد آمد؟»
كلاید گفت: «دو سوم یهودیانى كه در اینجا زندگى مىكنند، كشته خواهند شد. این مطلب را مىتوانید در آیههاى هشتم و نهم باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى بخوانید.(9)امروز در حدود 13 میلیون و نیم یهودى در جهان هستند. به این ترتیب، خداوند به ما مىگوید كه 9 میلیون یهودى در این نبرد، كشته خواهند شد - یعنى بیش از همه یهودیانى كه توسط نازی ها كشته شدند. آن قدر خون جارى خواهد شد كه خداوند آن را به چرخشت شرابگیرى، كه خون آنان را مىگیرد، تشبیه مىكند. تا مسافت 200 مایل، خون تا به دهانه اسبان، بالا خواهد آمد.»پرسیدم، چرا كلاید تصور مىكند كه خداوند خواستار آن باشد، كه یك رشته از عقوبت ها را نازل گرداند تا بیشتر مردمان جهان را بكشد و بخش اعظم تمدن ما را نابود كند؟كلاید گفت: «خداوند، این كار را بیشتر به خاطر امت قدیمىاش، یهودیان مىكند، خداوند دوران هفت ساله آزمایش سخت را مقرر كرده است، تا یهودیان تصفیه شوند، تإ وادارشان سازد، روشنایى را ببینند و مسیح را به عنوان نجات دهنده خود بشناسند.»اعتراف مىكنم كه تعبیرهاى او، مرا سخت گرفتار شبهه كرده است. چرا خداوند باید یهودیان را، یعنى برگزیدهترین در میان همه امتها را برگزیده باشد، تنها براى اینكه بنا بر واژه همراه با حسن تعبیر كلاید «آنان را تصفیه» كند؟«آیا نمىبینید كه خداوند میخواهد آنان در برابر تنها پسرش، خداوندگار ما عیسى مسیح به سجده درآیند؟»
سپس كلاید توضیح مىدهد كه «خداوند پس از نابود كردن دو سوم این امت، سرزمین اسراییل را نجات خواهد داد. یعنى اینكه خود شخصا وارد نبرد هارمجدّون خواهد شد. و خداوند همه آن چیزهایى را كه براى نابودى كسانى كه مصمم به آزادی اسراییل هستند، نیازمند است؛ در اختیار دارد.»در ذهن من این نكته شروع به جا افتادن مىكند كه كلاید اسراییل را دوست دارد، اما علاقهاى به یهودیان ندارد. به نظر مىرسد كه هیچ احساس تاسفى براى آن یهودیان یا دیگرانى كه مىگوید كشته مىشوند، در او نیست.«هفت ماه طول خواهد كشید تا یهودیان زنده اسراییل بتوانند همه سربازان كشته شده را دفن كنند» و به عنوان دلیل، آیه دوازدهم باب سى و نهم كتاب حزقیال نبى را نقل مىكند: «و خاندان اسراییل مدت هفت ماه ایشان را دفن خواهند كرد تا زمین از وجودشان پاك گردد.»(10)
با پذیرش احتمال خطر تكرار سخنم، دوباره پرسیدم، چرا خداوند رحمان باید بخواهد كه ما سلاح هاى هستهاى به كار ببریم؟پاسخ داد: «به خاطر داشته باشید، انسان دانش خود را و چگونگى ایجاد كردن این قدرت ویرانگر را، از خداوند كسب كرده است. انرژى هستهاى، براى خداوند چیز تازهاى نیست؛ و تهدید یك همه سوزى هستهاى، قادر متعال را غافل گیر نخواهد كرد. خداوند در همه اوقات مىداند چند ماهى در دریاها و چند ستاره در آسمانها و چند دانه شن در ساحلهاى دریاها وجود دارد. او خداوند عالم و قادر متعال است. آنچه كه او بخواهد، خواهد شد. هیچ انسان، یا امتى نمىتواند از تحقق اراده خداوندى جلوگیرى كند.»و كلاید با لبخندى مرموز با این سخنان، حرف خود را به پایان برد: «هنگامى كه مسیح دوباره به زمین بازگردد، از آسمانها به ارض اورشلیم نزول خواهد كرد. ملاحظه كنید، همه تاریخ مربوط و متمركز است بر امت اسرائیل كه تخم چشم و برگزیده خداوند دوباره زمان تاریخ بشر را به دست خود مىگیرد.»
ادامه دارد...
پی نوشت ها:
1.Armageddon
2.Esdraelon
3. متن آيه:«و يكي ملك تعناك و يكي ملك مجدّو».
4. متن سفر داوران باب پنجم،آيه 19:«پادشاهان آمده جنگ كردند.آنگاه پادشاهان كنعان مقابله نمودند«تعنك نزد آبهاي مجدّو».
5.متن دو آیه مكاشفه یوحناى سول، باب شانزدهم، آیههاى 19 و 20: «و شهر بزرگ، به سه قسم منقسم گشت و بلدان امتها خراب شد و بابل بزرگ در حضور خدا به یاد آمد تا پیاله خمر غضب آلود خشم خود را بدو دهد. و هر جزیره گریخت و كوهها نایاب گشت.»
6.و ششمین پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و آبش خشكید تا راه پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مىآیند مهیا شود.»
7. متن باب سى و هشتم، آیه 4 تا 7 كتاب صحیفه حزقبال نبى: «... و تو را با تمامى لشكرت بیرون مىآورم، اسبان و سواران، كه جمیع ایشان با جمعیت تمام آراسته و جمعیت عظیمى با سپرها و مجنها و همگى ایشان شمشیر به دست گرفته. فارس و كوش و فوط با ایشان و جمع ایشان با سپر و خود. جومر و تمامى افواجش و خاندان توجرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قومهاى بسیار همراه تو.»
8. متن آیههاى 18، 19 و 20 باب سى و هشتم كتاب حزقیال نبى:«خداوند یهوه مىگوید در آن روز یعنى در روزى كه جوج به زمین اسرائیل برمى آید همانا حدت خشم من به بینیم خواهد برآمدریا، زیرا غیرت و آتش خشم خود گفتهام كه هر آینه در آن روز تزلزل عظیمى در زمین اسرائیل خواهد شد و ماهیان دریا و مرغان هوا و حیوانات صحرا و همه حشراتى كه بر زمین مىخزند و همه مردمانى كه بر روى جهانند، به حضور من خواهند لرزید و كرم ها سرنگون خواهد شد و صخرهها خواهد افتاد و جمیع حصارهاى زمین منهدم خواهد گردید.»
9. متن آیههاى هشتم و نهم باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى: «و خداوند مىگوید در تمامى زمین دو حصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشان را مانند قال گذاشتن نقره، قال خواهم گذاشت و مثل مصفى ساختن طلا ایشان را مصفى خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده خواهم گفت كه ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت یهوه خداى ما مىباشد.»
10. متن آیه دوازدهم از بابت سى و نهم كتاب حزقیال نبى: «و در آن روز موضعى براى قبر در اسراییل یعنى وادى عابریم را به طرف دریا به جرج خواهم داد و راه عبوركنندگان را مسدود خواهد ساخت و در آنجا جوج و تمامى جمعیت او را دفن خواهند كرد و آنرا وادى جوج خواهند نامید.»
© کپی رایت توسط : پايگاه اطلاع رساني موسسه فرهنگي آرماگدون (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .