کد مطلب : 100393
سید علی پورطباطبایی
هر جنگی برای خودش سلاح هایی دارد، سلاح هایی که گاه دفاعی و گاه تهاجمی هستند. این سلاح ها هستند که سرنوشت جنگ را معین می کنند البته اگر درست و به موقع به کار برده شوند.
دوران استفاده انحصاری از سلاح های سخت برای برتری در جنگ ها، هنگامی به سر آمد که سلاح های نرم وارد کارزار شدند.
این سلاح ها از آن رو به سلاح های نرم معروف شدند که برخلاف سلاح های رایج خرابی و کشتار از خود به جا نمی گذارند ـ البته موارد استثنایی نیز به صورت غیر مستقیم مانند تهییج و شورش مردمی وجود دارد ـ بلکه به صورت غیر مستقیم تاثیرات خود را باقی می گذارند.
نخستین پیشگامان سلاح های نرم، رسانه های چاپی بودند. از همین رو است که در تاریخ ایران، به کرات شاهد ممنوعیت ورود نشریات فارسی زبان چاپ خارج هستیم؛ چرا که خطری که حکومت آن زمان از ورق پاره هایی چون قانون احساس می کرد، زیاد بود و باید رعایای خویش را از آن خطر محفوظ می داشت.
به مرور زمان سلاح های نرم افزونی گرفتند و تقریبا تمامی رسانه ها به عنوان سلاح مورد استفاده قرار گرفتند. رادیو در زمان جنگ جهانی دوم به چنان اثری رسید که آلمان هیتلری رادیوی کشورهای تحت اشغال خود را به روی موج رادیوی بی.بی.سی بست. از خلال برنامه های به ظاهر بی خطر بی.بی.سی هزاران جنگجوی آزادیبخش و پارتیزان های مسلح هدایت می شدند تا ستون پنجمی محکم بر علیه تحقق اندیشه های جنون آمیز دیکتاتور وقت آلمان باشند.
سینما نیز از ابتدا به عنوان یک سلاح قوی به کار گرفته شد. نخستین فیلم های به نمایش درآمده در بسیاری از کشورها، فیلم های خبری ای بودند که به ظاهر بدون هیچ قصدی، تنها وقایع جنگی اتفاق افتاده را گزارش می کردند، اما در نهان افکار عمومی کشورها را به سمت جانبداری از یکی از طرفین درگیر متمایل می کردند.
فیلم های سینمایی توسط هر دو طرف درگیر در جنگ جهانی دوم به عنوان سلاح های قوی مورد استفاده قرار گرفتند.
گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی سخنان مشهوری درباره نقش فیلم های سینمایی در تبلیغات جنگی دارد و بسیاری از سینماگران مشهور هالیوود که بعد از جنگ جهانی دوم به شهرت رسیدند، از دل سنگرها و نبردهای سنگین جنگ جهانی دوم با کوله باری از تجربه و انبوهی از فیلم های سفارشی ارتش بیرون آمدند.
بعد از سینما، تلویزیون به عنوان ابزار جنگ نرم مورد استفاده قرار گرفت. امواج تلویزیونی همانند امواج رادیویی مرز بردار نبودند. این امواج علاوه بر صدا، تصویر را نیز منتقل می کردند و اجازه می دادند تا مجری مستقیما به چشمان مخاطب نگاه کند و اندیشه خود را در مغز منفعل ایشان فرو کند.
با همه گیر شدن تلویزیون به سرعت استفاده ابزاری از آن آغاز شد. به وسیله این سلاح جدید، امر یک دست کردن افکار عمومی و سپس از خودبیگانه کردن ایشان به سرعت پیش رفت. درباره قدرت نفود این رسانه همین بس که حتی در کشورهایی مثل ایران به سرعت تبدیل به کالایی شد که وجود آن در هر خانه ضروری می نمود و زوجین در بدو تشکیل زندگی به مانند دیگر کالاهای ضروری به آن نگریسته و می نگرند، چرا که شاید بدون بعضی وسایل، آغاز زندگی ممکن باشد، اما بدون تلویزیون نه!
سینما، رادیو و تلویزیون یک خصصیه مشترک داشتند: همراه با ورود این رسانه ها به هر کشور، محتوای از پیش تولید شده نیز وارد می شد. در واقع با ورود هر کدام از این ابزارها به کشورها، به علت فقدان امکان تولید بومی در بدو ورود، تولیدات از پیش آماده شده نیز وارد می شد. فیلم های اولیه ای که در ایران نمایش داده می شد، مصداق این هجمه بی سر و صدای محتوایی است.
در میان این سه رسانه، تلویزیون و سینما بیشتر از بقیه محتوای خود را تحمیل کردند. عقاید اولیه پیرامون استفاده از این رسانه ها بدین سیاق شکل گرفته بود که چون این ابزار را ما نساخته ایم، لذا باید آنچه که سازندگان آن می گویند، بپذیریم و مطابق با دستورالعمل های ایشان عمل کنیم، چرا که اینان سازندگان این ابزار هستند و سازنده بیشتر از بقیه بر ساخته دست خود تسلط دارد و محدودیت ها و نقاط قوت آن را می داند.این چنین بود که حتی سناریوی بسیاری از فیلم های سینمایی و تلویزیونی از تولیدات نازل خارجی گرفته می شد. تاریخ سینمای ایران پر از اقتباس های بد فرم و بدون محتوا از فیلم های خارجی است. امری که به سرعت تمامی جهان را در نوردید و منجر به الگو قرار گرفتن هالیوود به عنوان مرجع اصلی صدور سینما به دنیا شد.
© کپی رایت توسط : پايگاه اطلاع رساني موسسه فرهنگي آرماگدون (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .