نویسنده: گریس هال سل
ترجمه خسرو اسدی
کد مطلب : 100021
رستگار شدگان در يك حالت جذبه و از خود بيخودشدگي، «ربوده»خواهند شد.
در گشت سال 1983، كه به سرپرستی فال ول تشكيل شده بود، من به كلايد كه ظاهرا بخشهای زيادی از كتاب عهد عتيق و عهد جديد را از بر كرده بود، گفتم كه درباره چگونگی پايان يافتن حالت جذبه و ربودگی، دچار معما شدهام. كتاب مقدس در اين باره چه میگويد؟
كلايد گفت:« اصطلاح فرو شدن به حالت جذبه و خلسه در كتاب مقدس يافت نمیشود؛ اما به معنای از خود بيخود شدن و ربوده شدن، هست؛ و به صحنهای كه در رساله اول پولس رسول به تسالو نيكيان، باب چهارم، آيههای 16 و 17 آمده است، اشاره دارد: زيرا خود خداوند با صدا و به آواز رييس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسيح اول خواهند برخاست. آنگاه ما كه زنده و باقی باشيم با ايشان در ابرها ربوده خواهيم شد تا خداوند را در ملكوت استقبال كنيم و اين چنين هميشه با خداوند خواهيم بود.»
از كلايد پرسيدم:« پس مسيح خواهد آمد و رستگاران را در هنگام ربودگی و از خود بيخودی، در خواهد يافت؟»
كلاید گفت: «همين طور است.»
و من پرسیدم :«و آيا او برای دومين بار ظهور خواهد كرد - يا با در نظر گرفتن ظهور او در 2000 سال پيش - اين ظهور او برای سومين بار خواهد بود - تا با دجال، در نبرد هارمجدّون، جنگ كند؟»
كلايد گفت: «بله، همين طور است.»
از آنجا كه كلايد در اين باره مطمئن به نظر میرسيد، گفتم : «آيا ممكن است كه نبوت يعنی پيشگويیهای انبيا هم داخل مقوله "تاريخ از پيش نوشته" باشد؟»
كلايد توضيح داد: «شما بايد درك كنيد كه نبوت، تا همين آخرها، كتاب بستهای بود. زيرا خداوند به دانيال نبی تعليم داده بود، كه آن كتاب را، تا آخرالزمان، مهر كند. و شما اين نكته را در كتاب دانيال نبی، باب 12، آيه 4 میبينيد. » (28)
پرسيدم: «آيا كلايد باور میكند امروز هم انبيايی باشند كه مكاشفههای خود را مستقيما از خداوند بگيرند؟»
گفت: «نه لزوما، اما مردمانی داريم مانند هال ليندسی و جری فال ول، كه در كلام نبوت، بينش خاصی پيدا كردهاند.»
برای كلايد نقل كردم كه يكبار در زمان كودكی خودم، وقتی از مدرسه به خانم برگشتم و مادرم را پيدا نكردم، ترسيدم كه مبادا ربوده شده باشد و من در اين جهان او را برای هميشه از دست داده باشم.
كلايد گفت: «اين اتفاق در هر زمانی ممكن است روی بدهد. به باور من، اين رويداد بعدی است و ميليونها نفر ربوده خواهند شد. به عنوان نمونه، وقتی در فلوريدا، با همسايهای كه هنوز به نجات بخش بودن عيسی مسيح اعتراف نكرده بود، گلف بازی میكردم، به او شهادت دادم كه مسيح میتواند او را از لعنت ابدی نجات دهد. به او اخطار كردم كه ما داريم به آخرالزمان نزديك میشويم. ما در سرود اول كليسا میخوانيم: فرزندان! اين ساعت آخر است و همانطور كه شنيديد، دجال دارد میآيد. به همين ترتيب دجالهای بسياری آمدهاند، بنابراين ما میدانيم كه اين ساعت آخر است. و بعد، ما البته كلام خود مسيح را، در مكاشفه يوحنا باب 22، آيه 20 داريم كه میگويد: بلی، به زودی میآيم.»(29)
پرسيدم كه كلايد دقيقا انتظار دارد كه ربودگی چگونه صورت بگيرد؟ يعنی مسيح در ميان بازماندگان چگونه گزينش و انتخاب خواهد كرد؟
كلايد، در حالی كه گويی به صحنهای در آينده خيره شده باشد، گفت:«من داشتم با دوستم كه نجات پيدا نكرده بود رانندگی میكردم، يكهو ربودگی رخ داد. من به هوا بلند شدم و از ماشين بيرون افتادم، گويی ماشين ديوانه وار از كنترل خارج شده بود و دوستم در اين سانحه كشته شد.» سپس كلايد جملهای را گفت كه هميشه دوست دارد تكرار كند: «از فكر اينكه با نجات دهنده خود روبرو گردم شاد میشوم.»
پرسیدم: «و آن دوستی كه با او گلف بازی میكرديد چه شد؟ پس از اينكه ربوده شديد و در حالی كه در امنيت كامل منتظر نبرد آخرالزمان بوديد، آيا هنوز هم نگران او هستيد؟»
گفت: «نه، نيازی نيست كه نگران باشم. رنج و عذاب دوستان و كسان مورد عشق و علاقهای كه در جهنم به سر میبردند، كاملا از خاطره رستگارشدگان بهشتی زدوده میشود.»
كلايد، پيشتر به من گفته بود كه زنش دو سال پيش مرده است. از او پرسيدم: «آيا زنش و ديگر كسان خانوادهاش رستگار شدهاند؟»
کلاید پاسخ داد: «نه، و اين مرا عذاب میدهد. نه زنم پيش از مرگ نجات پيدا كرده بود، نه پسرم و بچههايش، هيچ كدام از آنها رستگاری پيدا نكردهاند. آنان از اعتراف به مسيح خودداری كردند. من به بهشت میروم؛ از گفتن اين حرف نفرت دارم، اما آنان را در آنجا نخواهم ديد. و بخوبی میدانم برای كسانی كه در برابر خداوندگار ما سجده نكردهاند، چه عاقبتی ذخيره شده است. ما اين را از كتاب زكريای نبی، باب چهاردهم آيه 12 میدانيم كه گوشت(بدكاران) در حالتی كه بر پای خود ايستادهاند، كاهيده خواهد گشت.»(30)
كلايد، با صدای آرامی از انتقام و غضب الهی صحبت میكرد.مطمئن به نظر میرسيد كه خداوند به بيشتر مردگان و زندگان كنونی- يعنی همه كسانی كه تجديد حيات نيافتهاند - مجازاتی را خواهد چشانيد كه هرگز آرامش هلاكت را در پی نخواهند داشت.
كلايد در زندگی هر روزهاش، آدمی است نرم سخن، باهوش، مهربان، در كار شغلی خودش هم بسيار موفق بوده است. اما تعهد او نسبت به جهان ديگر است. جهان ربودگی و رستگاری. به نظر او، جهان ربودگی، يك امر واقعی است، نه يك رويای مكاشفه ای. از نظر عاطفی، او در دنيای مكاشفه ای خود، وجود خارجی دارد؛ زيرا كه برايش افسون كنندهتر است و انرژی لازم جهت تحمل سختیها و فرداها را، برايش تامين میكند.
من از اين تعجب نمیتوانم خودداری كنم كه كلايد چگونه فراموش میكند، درست همانطور كه در انجيل، كسی ممكن است خداوند را، خدای انتقام و كينه ببيند، ميتواند به خدای عشق و محبت هم برسد؟ مسيح در پيامهای خود ما را فرا میخواند كه سلاح را از خود دور كنيم و تسليم بشويم و مانند كودكان كوچك باشيم و نه هفت بار، بلكه هفت مرتبه هفت بار ببخشاييم.
ما همچنان قدم زنان، به بحث خود درباره يك موضوع گيج كننده ديگر، كه با اينكه تا آنوقت به چندين وعظ در موضوع ربودگی گوش داده بودم، هرگز برايم روشن نشده بود، ادامه داديم.« مسيحيان تجديد حيات يافته، دقيقا تا چه مدت، با مسيح در آن ملكوت اعلا، در بهشت خواهند ماند؟»
كلايد گفت:«هر وقت مسيح به زمين بازگردد، ما هم باز خواهيم گشت. در زمان جنگ بزرگ جهانی، هنگامی كه او بازگردد، همه بدكاران به هلاكت خواهد رسانيد؛ و درستكارانی كه باقی خواهند ماند، يهوديان باقی مانده و نيكوكاران جز يهودی و جز مسيحی به درون سلطنت هزار ساله مسيح فرا خوانده خواهند شد. يعنی زمانی كه مسيح به عنوان پادشاه پادشاهان به مدت هزار سال در زمين حكمرانی خواهد كرد؛ در آن وقت، ما با او خواهيم بود.»
«در پايان هزار سال، زمين كنونی و آسمانی كنونی ويران میشوند و زمين و آسمان تازهای خلق خواهد شد؛ و در آن زمين تازه، شهر آسمانی اورشليم تازهای ساخته خواهد شد، كه همه نجات يافتگان همه دورآن ها در آن خواهند زيست. آن وقت ابديت آغاز میشود و پس از آن دنباله حوادث ديگر وجود نخواهد داشت. به اين ترتيب، ربودگی كليسا، در اين رشته رويدادها، نخستين رويداد خواهد بود. و اين رويداد، در هر لحظه ممكن است اتفاق بيفتد.»
به كلايد گفتم: «من نگران جاهای دوردست كره زمين هستم که مردمشان، حتی اسمی هم از عيسی مسيح نشنيدهاند. به همين علت، آيا آنها سزاوار فروافتادن در جهنم ابدی هستند؟»
كلايد گفت: «حالا، ما ديگر راديوی موج كوتاه داريم و در همه گوشههای دنيا میتوانيم پيامهای مسيح را بگيريم. به اين ترتيب مردمان بسيار زيادی، فرصتهای فراوانی دارند كه از گناهان خودشان توبه كنند و عيسی مسيح را به عنوان نجات دهنده خودشان بپذيرند.»
بعد، كلايد و من درباره تفاوت مسيح در دو دين يهود و مسيح به بحث پرداختيم.
و كلايد داستان «يك يهودی و يك مسيحی را نقل كرد كه نشسته بودند و در اين باره بحث میكردند و منتظر بودند. و هر دو در اين نكته توافق داشتند كه مساله عمده در ذهنشان عبارت از اين است: آيا مسيح پيش از اين، در جهان بوده است؟»
سپس گفت:«من میگويم كه ما دارای سرنوشت مشتركی هستيم: يهوديان امروز در انتظار آمدن مسيح هستند؛ ما مسيحيان در انتظار بازگشت مسيح هستيم. به اين ترتيب، وقتی مسيح واقعا ظهور كند، عنوان مسيحی كه در انتظارش بوديم، باز خواهيم شناخت.»
اما من باور ندارم كه هيچ روحانی يهودی، يا يهودی دينداری چنين حرفی بزند، يا چنين احساسی داشته باشد. كسانی كه به دين يهود ايمان دارند، از اين عقيده كلايد كه همه يهوديان را در نظام اعتقادی خودش، به صورت يك گروه دارای اسم بی مسمّا به حساب میآورد؛ و در طرح خود از بهشت و دوزخ و نجات خودش، آنها را در نهايت موجوداتی بی اهميت و هيچ كاره، در نظر میگيرد، متغير و خشمناك میشوند.
كلايد از پيچيدگي های زندگی، تصور ساده لوحانهای دارد؛ مانند جنگ اتمی، آلوده شدن محيط زيست ما، انفجار جمعيت، گسترده شدن قحطی و گرسنگی، كسری موازنه پرداختهای جهانی، ماليات های بيشتر و امنيت كمتر و از اين گونه.
برای كلايد، فال ول، ليندسی و ميليونها مردم مانند آنها، مساله تنها يك جواب دارد: «با مسيح، به راه راست برو و روح خداوند در قلب تو تجلی خواهد كرد»؛ و بعد، پيش از آن كه تهديد ويران شدن جهان صورت بگيرد، تو به عنوان يك نفر رستگار شده، از زمين به ملكوت اعلا برده میشوی. به نظر كلايد، نيازی نيست كه انسان برای از ميان بردن آلودگی محيط زيست شهرهای خودمان و يا قحطی و گرسنگی همه گير در هندوستان و آفريقا كاری بكند. ما نبايد نگران گسترش يافتن سلاحهای اتمی در دنيا باشيم. نيازی نيست كه سعی كنيم از جنگ ميان عرب ها و اسراييل جلوگيری كنيم؛ بلكه به جای همه اينها، بايد دعا كنيم كه اين جنگ دربگيرد و همه دنيا را در كام خود بكشد، زيرا كه اين، بخشی از طرح های آسمانی است.
من سخن فال ول را كه استدلال میكرد چرا جنگ آخرالزمان هسته ای او را نگران نمیكند، شنيدهام.
او گفت: «میدونين چرا من از اين بابت هيچ نگران نيستم؟ برای اين كه اين جنگ، اينجا پيش نمیآد.»(31) البته منظورش اين بود كه در خاك آمريکا پيش نمیآيد!
ادامه دارد...
پی نوشت ها:
28. متن آيه 4 باب 12 كتاب دانيال نبي:«اما تو اي دانيال كلام را مخفي دار و كتاب را تا آخرالزمان مهر كن.»
29. متن آيه 20 باب 22 مكاشفه يوحنّا:«او كه بر اين امور شاهد است ميگويد بلي ميآيم. آمين،بيا اي خداوند عيسي»
30. متن آيه 12 باب 14 كتاب زكرياي نبي:«و اين بلا اي خواهد بود كه خداوند بر همه قومهااي كه با اورشليم جنگ كنند،وارد خواهد آوردگوشت ايشان در حالتي كه بر پاي خود ايستادهاند كاهيده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گرديد و زبان ايشان در دهانشان كاهيده خواهد گشت»
31. گوينده در اينجا عاميانه سخن گفته است.
© کپی رایت توسط : پايگاه اطلاع رساني موسسه فرهنگي آرماگدون (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .