آرماگدون - آخرين عناوين :: rss_full_edition http://armageddon.ir/ Tue, 18 Sep 2018 12:03:18 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://armageddon.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پايگاه خبری،اطلاع رسانی آرماگدون http://armageddon.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام مؤسسه فرهنگی آرماگدون آزاد است. Tue, 18 Sep 2018 12:03:18 GMT 60 اوباما نگران این بود که ایران در مذاکرات جدی نباشد http://armageddon.ir/vdch.wn-t23nm-ftd2.html به گزارش «آرماگدون» ، جان کری زودتر از آن چه فکرش را می کردیم کتاب مفصل خاطرات خود درباره دوران وزارت خارجه اش را منتشر کرد. او یک فصل از این کتاب را با عنوان جلوگیری از جنگ به برجام و توافق با ایران اختصاص داده است. پایگاه خبری تحلیلی فردا متن این فصل را به مرور منتشر می کند. قسمت سوم از این پاورقی را بخوانید:بدیهی است که بسیاری از گفته های جان کری در این کتاب مطابق با واقعیات نیست و صرفا جهت آشنایی با دیدگاه های طرف غربی منتشر می شود.در طول تعطیلات کریسمس با خانواده‌ام در کچام، آیداهو (شهری در ایالات متحده، م.) زمان زیادی را پای تلفن با دستیارم "سالم" و دیگر افراد مشغول در این ماجرا سپری کردم. اکنون به این باور رسیده بودم که برای جلوگیری از یک رقابت هسته‌ای در خاورمیانه یک فرصت واقعی در اختیار داشتیم. من می‌خواستم اطمینان حاصل کنم که این فرصت را بر باد نمي‌دهیم.مدتی از آن فاصله گرفتم. بیست و پنج سال بود که در روز کریسمس با همسایگان‌مان در سان ولی (Sun Valley) بازی هاکی روی یخ را در اواخر بعد از ظهر انجام می‌دادیم. معمولا خیلی جذاب و سرگرم کننده است. افراد زیادی به این بازی می‌پردازند، از چهار سال تا هفتاد و چهار سال. این بازی یک هاکی روی یخ "واقعی" نیست، اگرچه مستلزم اسکیت کردن واقعی است؛ ولی ما هاکی "بِروم" بازی می‌کنیم، چوب‌های کوچک با لبه‌های کوتاه شده و یک توپ لاستیکی سفت. تنها چند نفر از دوستان‌مان بودند که تا به حال واقعا لباس هاکی به تن کرده بودند. اگرچه این بازی به فرد صاحب توپ وابسته بود، تا سرعت آن بالا رود، ولی کاملا قابل کنترل بود.در یک نقطه به دنبال توپ بودم که تام هنکس، یکی از همسایگان‌مان در آیداهو، لیز خورد و درست جلوی من افتاد. من با باید با او برخورد می‌کردم یا از روی او می‌پریدم و از یک تصادف جلوگیری می‌کردم. من گزینه دوم را انتخاب کردم. متأسفانه، درست زمانی‌که در نیمه‌ی این راه بودم و می‌خواستم از روی او عبر کنم، او بلند شد، و من را ندید که در حال عبور از روی او هستم. همزمان با بلند شدن او، ساق پای من را گرفت، که باعث شد با صورت روی یخ‌ها بیفتم. سر من با ضربه‌ای که صدای آن در هر دو طرف یخ شنیده می‌شد برخورد کرد. آن‌قدر سریع اتفاق افتاد که هیچ زمانی برای حائل کردن بازوها یا دست‌هایم در برابر صورت نداشتم. بلافاصله متوجه شدم که بینی‌ام شکسته است. مستقیما به بیمارستان رفتم، که به من گفتند لازم است صبر کنم تا تورم آن کاهش یابد تا آن را به درستی جا بیاندازند. زیر دو چشمم کبود شده بود و بینی‌ام متورم بود و شکسته بود، درست مانند یک بوکسور که کتک خورده است. یک هفته بعد، وقتی برای بازگشت به خاورمیانه برنامه‌ریزی کرده بودم، کبودی‌ها هنوز از بین نرفته بودند. یک عینک آفتابی سیاه بزرگ برداشتم و راه افتادم.در مسقط، بلافاصله به یک مهمانی کاری رفتیم. رئیس جمهور اوباما تعدادی نگرانی را مطرح کرده بود، که به سلطان منتقل کردم. یک مورد ذهن رئیس جمهور را مشغول کرده بود: ایرانی‌ها تا چه اندازه جدی بودند؟ آیا شخصی را که برای دیدار با ما ارسال می‌کنند واقعا اختیار مذاکره را دارد، یا به دنبال چیزی هستند که در ادامه مسیر بر علیه ما استفاده کنند؟ پیش از آن‌که با هر گونه دیدار موافقت کنیم، امیدوارم بودیم سلطان قابوس به انگیزه‌های ایرانی‌ها پی ببرد. آیا او می‌توانست به دیپلمات‌های ایرانی مسئول مذاکره از طرف این کشور اعتماد کند؟ از سلطان پرسیدم آیا می‌خواهد از ایران دیدن کند تا بررسی کاملا فردی از نیت ایرانی‌ها داشته باشد. سلطان قابوس‌، که به‌خاطر مسائل مربوط به سلامتی‌اش به ندرت به سفرهای رسمی می‌رفت، در یک سفر غیرعادی به طور رسمی از تهران دیدن کرد، و در آن‌جا بود که با رهبر ایران آیت الله خامنه‌ای دیدار کرد و درباره‌ی احتمالات صحبت کرد.سلطان قابوس مسئله غنی سازی اورانیوم را، که یکی از نکات اصلی مناقشه در مذاکرات پیشین در مورد برنامه هسته‌ای ایران بود، نیز مطرح کرده بود. ایران سال‌ها، به‌عنوان یکی از طرف‌های توافق منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، مادامی که کاملا در مرزهای NPT قرار بگیرد هر حقی برای غنی سازی اورانیوم را در دست داشت. ما مدام شفاف‌سازی می‌کردیم که NPT – ستون مرکزی تلاش‌های منع گسترش جهانی – تنها یک حق را در برابر قدرت هسته‌ای ترسیم می‌کند. NPT "حق" تعریف شده‌ای را برای غنی‌سازی اورانیوم به طرفین نداده است و هرگز نخواهد داد. این همان واقعیتی است که دقت می‌کردم از روز اول در صحبت‌هایم با عمانی‌ها بر آن تأکید کنم و به ایرانی‌ها بسط دهم. با این وجود، سیزده کشور وجود دارند که همه‌ی آن‌ها عضو NPT هستند، از جمله ایالات متحده، که ظرفیت غنی‌سازی را در محدوده‌ی توافق NPT قرار داده‌اند، که مسئولیت پذیری دقیق‌تر و سخت‌تری را نسبت به آن‌چه بر دیگر کشورها به کار بسته شده است، شامل می‌شود. ایرانی‌های ادعا می‌کنند تا زمانی‌که در تطابق کامل با این توافق هستند، مجاز هستند تمام کارهایی‌ها را انجام دهند که کشورهای دیگر به صورت قانونی انجام می‌دهند. آن‌ها نسبت به توفق صلح آمیز هسته‌ای محق هستند و اصرار دارند که نمی‌خواستند به روسیه یا هر کشور دیگری برای سوخت رآکتور هسته‌ای‌شان وابسته شوند.جدا از این‌که ایران "حق" غنی سازی دارد یا نه، من درک کرده بودم که اگر برای صحبت درباره‌ی امکان تداوم غنی سازی ایران تحت محدودیت‌های دقیقا تعریف شده تمایل نشان نمی دادیم، هیچ راهی برای دستیابی به موفقیت، پاسخگویی، شفافیت و محدودیت هایی برای شناخت قطعی این‌که ایران به دنبال برنامه موشکی نیست، وجود نداشت. حتی احتمالا راهی برای کشاندن ایران پای میز مذاکره نیز وجود نداشت. مرد میانی ایران با این مفهوم قد علم کرد که کشورش نمي‌تواند کاری راه کشورهای پادشاهی انجام می‌دهند تنها به این خاطر که ایالات متحده می‌گوید، انجام دهد. ایرانی‌ها این کار را سرسپردگی کامل در دستان آمریکا می‌بینند، همان امریکا که از طریق شاه در حکومت آن‌ها مداخله می‌کرد. حتی برای یک دولت میانه رو ایران نیز، یک خواسته‌ی زیادی بود.مدت‌ها جایگاه ایالات متحده این بود که غنی سازی، حتی به صورت حداقلی، یک نقض عهد به حساب می‌آید. ولی شرکای P۵+۱ مذاکره کننده از این موضع کناره گیری کردند. آن‌ها، به خصوص با دانستن فعالیت‌های دیگر کشورها، تصمیم گرفتند غنی سازی را مورد مذاکره قرار دهند تا ایرانی‌ها مذاکره را جدی بگیرند. من همچنین در گفتگوهای محرمانه‌مان دریافتم که دولت جورج دبلیو بوش، علیرغم موضع عمومی‌شان، به صورت مخفیانه در مورد این جایگاه به توافق رسیده بودند، اگرچه هرگز در مورد ساختار یا سطوح آن به نتیجه نرسیدند. قلبا، من نیز موافق بودم. من برای درس کرفتن آمده بودم، رئیس جمهور اوباما هم همین‌طور.هفته بعد، من و سالم، دائم با هم در ارتباط بودیم، و مرتبا تلفنی با هم گفتگو می‌کردم و بعضی وقت‌ها در یک شهر یا شهری دیگر یکدیگر را ملاقات می‌کردیم. یک شب بهاری، ساعت‌ها در خانه استیک مورتون در جورج تاون وقت گذراندیم، به طرح ریزی یک برنامه تفصیلی در مورد این موضوع پرداختیم که چگونه یک گفتگوی مخفیانه می‌تواند به نتیجه برسد و نمایندگان چگونه به جلسات وارد و از آن خارج شوند بدون آن‌که ایجاد حساسیت کنند و شک کسی را برانگیزند، و این‌که چند نفر به آن وارد مشغول شوند.من بر این باور بودم که فضای باز برای دیپلماسی داشتیم.اکثر اعضای شورای امنیت ملی موافق بودند که بهتر است کانال عمانی ها مورد کنکاش قرار گیرد. هیلاری کلینتون درباره‌ی عمانی‌ها شک داشت. او هنوز متقاعد نشده بود که آن‌ها می‌توانند در این مسیر به ما کمک کنند یا این‌که بهتر است در مسیری عرضه شده به آن‌ها اعتماد کنیم. هر شخصی، سابقه‌ی دشوار توافق با ایران را یادآوری می‌کرد ولی این موضوع را نیز درک مي‌کرد که فرصت‌های پیشین برای دیپلماسی به هدر رفته‌اند. همه‌ی ما گزارش‌های یک فرصت را به خاطر داشتیم که دولت بوش در سال ۲۰۰۳ آن را رد کرده بود، همان زمانی که ایران تنها ۱۶۴ سانتریفیوژ داشت. ملاقات‌های رو در رو هرگز اتفاق نیفتاده بودند. در این زمان علیرغم تحریم‌های شدیدی که اعمال کرده بودیم، ایران بیش از ۱،۷۰۰ سانتریفیوژ جدید را راه اندازی و فعال کرده بود.هرچند با هیلاری موافق نبودم ولی هشدار او را درک کردم. در یک زمان، تام دونیلون ملاقاتی را در دفتر خود تشکیل داد. او گفت، وظیفه من این است که هیلاری را متقاعد کنم ما مجبور هستیم از این فرصت بهره بگیریم و آن را مغتنم بشمریم. این امر به این معنی نیست که هیلاری حامی دیپلماسی صحبت در مورد چالش هسته‌ای ایران نیست، او حامی این مذاکرات بود، ولی از این موضوع اطمینان نداشت که فرصت مورد ادعای عمانی‌ها در اختیار ما قرار داشته باشد. او تقریبا یک سال قبل از سفر من به مسقط با سلطان قابوس ملاقات کرده بود و از تمایل ایران برای رسیدن به توافق، متقاعد نشده بود. هیلاری نگران این مسئله بود که ما برای رسیدن به توافق بیش از اندازه مشتاق به نظر برسیم و پیش از آن‌که به یک راه حل برسیم دچار سرخوردگی شویم. در نهایت این که، او از این رویکرد حمایت کرد، که بسیار مهم است.رئیس جمهور در نهایت با این کانال پشتیبان موافقت کرد، اگرچه مذاکره داخلی مشخصا تقویت شده بود. اوایل بهار، رئیس جمهور با سلطان تماس گرفت و در مورد جزئیات با او صحبت کرد. من دقیقا نمی دانم چه صحبت‌هایی رد و بدل شد، ولی سالم کمی پس از خاتمه صحبت‌ها با دفتر من در سنا تماس گرفت. او نگران بود. صحبت‌های رهبران موجب عصبی شدن سلطان قابوس شده بود، و مطمئن نبود ایالات متحده آن‌قدر که من گفته بودم مصمم و متعهد باشد. آیا من باید با او صحبت کنم؟ من با سلطان تماس گرفتم و به او اطمینان دادم که ما در مسیرمان مصمم هستیم.حفظ این تکانه آسان نیست. در یک مورد، به نظر می‌رسید برای تعیین یک تاریخ اکراهی وجود داشت. عمانی‌ها مکررا پیشنهاد مطرح می‌کردند: ۲۰ آوریل؟ نه. ۲۴ آوریل؟ نه. ۱ می یا ۸ می؟ نتیجه‌ای ندارد. پس از مدتی، آن‌ها عصبی شدند زیرا به نظر می‌رسید هیچ پاسخی دریافت نخواهد شد. ]]> صفحه آخر Sun, 16 Sep 2018 14:13:02 GMT http://armageddon.ir/vdch.wn-t23nm-ftd2.html اوباما گفت تا مذاکرات مستقیم نباشد کار پیش نمی‌رود http://armageddon.ir/vdcg.y93rak9nnpr4a.html به گزارش «آرماگدون» ، جان کری زودتر از آن چه فکرش را می کردیم کتاب مفصل خاطرات خود درباره دوران وزارت خارجه اش را منتشر کرد. او یک فصل از این کتاب را با عنوان جلوگیری از جنگ به برجام و توافق با ایران اختصاص داده است. پایگاه خبری تحلیلی فردا متن این فصل را به مرور منتشر می کند. قسمت اول از این پاورقی را بخوانید:بدیهی است که بسیاری از گفته های جان کری در این کتاب مطابق با واقعیات نیست و صرفا جهت آشنایی با دیدگاه های طرف غربی منتشر می شود.اولین مرتبه بود که دیپلمات‌هایی در سطح وزیر امور خارجه در مذاکرات ۵+۱ شرکت می‌کردند. گزارشگران که مثل ماهی‌های ساردین در جاهای خودشان فشرده شده بودند، بی‌تاب بودند تا بفهمند درون سالن شورای امنیت چه گذشته است. من و ظریف از توجهی که به موضوع شده است به‌خوبی آگاه بودیم. ملاقات ما چهل سال اجتناب دوجانبه را از بین برده بود. همه‌ی این‌ها در جریان نشست عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۱۳ اتفاق افتاد. نشستی که سپتامبر هر سال در نیویورک برگزار می‌شود و رهبران خارجی به این شهر می‌آیند و اهالی نیویورک هم به مدت یک هفته از آمدن به شعاع ده بلوکی مقر سازمان ملل از ترس اینکه در میان صدها کاروان موتوری تشریفات گیر بیفتند پرهیز می‌کنند. یک هرج‌ومرج کنترل‌شده است. وزارت امور خارجه چندطبقه از یک هتل نزدیک را می‌گیرد و اتاق‌هایش را به دفتر کار تبدیل می‌کند. اصلاً غیرعادی نیست که در این ایام من در یک روز بیش از ده قرار ملاقات داشته باشم. هر ملاقات، هر حرکت، با دقت زیاد برنامه‌ریزی و زمان‌بندی شده است. برای اینکه ملاقات یک‌ساعته‌ی من و ظریف میسر شود همه به تکاپو افتاده بودند.گزارش‌های رسانه‌‌ها از آن ملاقات اول در نیویورک، آن را آغاز فصل جدیدی از رابطه‌ی ایران و آمریکا توصیف کردند. اما گفتگو‌ بین مردم دو کشور قبل از آن آغاز شده بود.در می ۲۰۱۱، وقتی من هنوز رئیس کمیته‌ی سیاست خارجی سنا بودم، به فرستاده‌ی سلطان قابوسِ عمان معرفی شدم، مردی به نام سالم الاسماعیلی. سالم فردی باهوش و بانفوذ است. او همچنین فردی متواضع و نرم‌گوی است که من مطمئنم ترجیح می‌دهد که از روایت این داستان کنار گذاشته شود. اما واقعیت این است که نقشش مهم‌تر از آن است که نادیده گرفته شود. سالم اولین بار وقتی توجه مرا به خود جلب کرد که ایرانی‌ها سه کوهنورد آمریکایی را که سهواً سر از کوهستان‌های ایران در آورده بودند را زندانی کرده بودند. ایرانی‌ها به جاسوس بودن آن‌ها مظنون بودند.وقتی اولین کوهنورد، سارا شورد، در سپتامبر ۲۰۱۰ آزاد شد علناً بر نقشی که سالم در آزادی‌اش داشته تأکید کرد و تنها چند ساعت بعد از آنکه از ایران آزاد شد از «دوست عزیزش سالم الاسماعیلی» تشکر کرد.اما ماه‌ها بعد از آنکه سارا به خانه برگشته بود، دو کوهنورد دیگر، جاش فتال و شین باوئر، همچنان در بازداشت ایرانی‌ها بودند. به سبب قطع بودن رابطه‌ی مستقیم ایران و ایالات‌متحده‌ی آمریکا، سلطان قابوس و سالم عملاً نقش واسطه را برای تسهیل آزادی جاش و شین بازی می‌کردند. سالم برای بحث در این مورد از من تقاضای یک ملاقات کرد و پیشنهاد داد برای گفتگو از مسقط به واشنگتن بیاید.علیرغم موفقیت سالم در آزادسازی سارا، سلطان قابوس شک داشت که دولت آمریکا میزان مفید بودن سالم را در ارتباط با ایرانی‌ها را درک کند. در همان پنج دقیقه‌ی اول ملاقات با سالم دریافتم که هدف او فراتر از آزادی کوهنوردان است. ما در مورد اهمیت آزادی سریع جاش و شین حرف زدیم اما او به‌سرعت به سراغ ظرفیت پیشرفت در سایر جنبه‌ها و موضوعات رفت.در صدر موضوعات مسئله‌ی مسیر فعلی ایران به‌سوی سلاح هسته‌ای بود. سالم برای من در همان جلسه‌ی اول محرز کرد که سلطان قابوس می‌تواند در پیشبرد یک راه‌حل مورد توافق دوطرفه مفید واقع شود. ضمناً واضح بود که عمانی‌ها فقط از روی حسن نیت این کار را نمی‌کنند؛ آن‌ها می‌دانستند که یک ایران مسلح به سلاح اتمی می‌تواند ثبات منطقه را از اساس تضعیف کند.و آن‌ها مثل ما نگران بودند که تهران داشت به سلاح هسته‌ای نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد. جاش و شین نهایتاً در سپتامبر ۲۰۱۱ عمدتاً به لطف تلاش عمانی‌ها آزاد شدند. ازنظر من و اکثر افراد دولت اوباما ازجمله خود اوباما، سلطان قابوس جدیت و نفوذش را در ارتباط با ایرانی‌ها اثبات کرده بود. با ثابت شدن حسن نیت عمانی‌ها، من معتقد بودم خوب است ببینیم آیا آن‌ها می‌توانند پلی بین ایرانی‌ها و ما بزنند. ما نیاز داشتیم فهم بیشتری از طرز تفکر آن‌ها داشته باشیم.ما نیاز داشتیم تا امکان‌ها را بهتر ارزیابی کنیم. من و سالم شروع به حرف زدن مرتب با هم کردیم گاه با تلفن و گاهی هم حضوری. ما در مورد میکروفون‌ها و شنود مکالمات حساس بودیم. با توجه به اینکه بودند کسانی در ایالات‌متحده و دیگر کشورها که اقدام نظامی را تنها راه مقابله با برنامه‌ی هسته‌ای ایران می‌دانستند. ما مراقب بودیم که راه حل دیپلماتیک قبل از آنکه حتی کشورهایمان شانس دورهم نشستن و مذاکره را داشته باشند، از بین نرود.من گفتگوهایم [با سالم] را فقط با عده‌ی کمی از افراد داخل دولت در میان می‌گذاشتم و از همه بیشتر با تام دونیلون. یک توافق کلی وجود داشت که با توجه به موفقیت آزادی کوهنوردان، ارزشش را دارد که حداقل امکان پیشرفت در قضیه هسته‌ای را هم کشف کنیم. با موافقت رئیس‌جمهور اوباما، من تصمیم گرفتم به مسقط سفر کنم تا با سلطان قابوس از نزدیک ملاقات کنم به این امید که دید بهتری نسبت به آنچه واقعاً امکان‌پذیر است پیدا کنیم.من به رئیس‌جمهور اوباما پیشنهاد دادم که نیاز است یک نفر دیگر را هم به چرخه‌ وارد کنیم: هری رِید رهبر اکثریت سنا. کاشف به عمل آمد برای اینکه من قبل از اتمام سال سفر به مسقط را انجام دهم فقط یک مدت خاص وجود دارد و متأسفانه این به معنای این بود که من در جلسه‌ی رأی‌گیری برای انتصاب ریچارد کوردری به‌عنوان رئیس جدید اداره‌ی حفاظت مالی از مصرف‌کننده حاضر نخواهم بود.مجبور شدم به هری بگویم که نمی‌تواند آن روز روی رأی من حساب باز کند. من یک توضیح به او بدهکار بودم که چرا. ما در دفترش در ساختمان کاپیتول ملاقات کردیم و من قضیه جدی شدن گفتگوها با سالم را با او در میان گذاشتم و اینکه رئیس‌جمهور اوباما از من خواسته که به مسقط سفر کنم تا با سلطان قابوس ملاقات کنم. من می‌خواستم توضیح دهم که چرا می‌بایست این سفر محرمانه باقی می‌ماند اما او قبل از آنکه خیلی جلو برم حرفم را قطع کرد – او حساسیت موضوع را درک کرد و گفت که کوردری به‌هرحال بعید است که رای سنا را بگیرد ( کوردری تا جولای ۲۰۱۳ رسماً تأیید نشد).این یکی از بیشمار دفعاتی بود که من بابت بودن هری در دفتر رهبر اکثریت سنا خرسند و سپاسگزار بودم. او شخص بسیار محکم و مصممی است اما پشت درهای بسته؛ شما همکاری حامی‌تر از او پیدا نمی‌کنید. او به من گفت که سفر به عمان فکر خوبی بوده و به من اطمینان داد هرچه به او در این زمینه گفته‌ام بین خودمان باقی می‌ماند و از آن زمان تاکنون هم بر سر حرف خود مانده است. سنای قدیم همین‌طور است.اصل سری بودن در مورد کارمندان خود من هم اجرا شد. فقط از دو نفر از دستیاران من از کل ماجرا اجمالاً خبر داشتند. وقتی مشخص شد که زمان رأی‌گیری کوردری من در جلسه نخواهم بود، می‌دانستیم که رسانه‌ها در مورد غیبت من پرس‌وجو خواهند کرد. ما هیچ‌وقت به رسانه‌ها دروغ نگفتیم اما وقتی پرس و جوی رسانه‌ها شروع شد به تیم رسانه‌ای‌مان گفتیم که هیچ اظهار نظری نکنند و هر اتفاقی که افتاد را تحمل کنند.از اقبال ما بود که داستان بعد از ۴۸ ساعت مسکوت شد. من صبح هشتم دسامبر ۲۰۱۱ به قصر سلطان رسیدم. تا به حال با سلطان قابوس ملاقات نکرده بودم اما از شهرتش به‌عنوان یک گفتگوگر متفکر که رابطه‌ی خوبی هم با دو طرف کشورهای منطقه‌ دارد و همچنین به‌عنوان رهبری که کشورش را از راهی دشوار به مدرنیته رسانیده خبر داشتم.او در دهه‌ی ۷۰ میلادی به قدرت رسیده است وقتی عمان زیرساخت‌ها، بهداشت و آموزش ضعیفی داشت. سلطان درآمد نفتی کشورش را صرف ساخت مدارس، بیمارستان‌ها و جاده‌ها و رساندن آب شرب بهداشتی به همگان کرد. او مدت‌ها بر روی نزدیک کردن دولت‌های سنی خلیج و ملت‌های شیعه‌ای مثل ایران کار کرده است حتی به قیمت به خطر انداختن رابطه‌ی خودش با شرکای خلیجی‌اش. بی‌طرفی او باعث شده او از معدود رهبرانی باشد که هم مورد اعتماد رئیس‌جمهورهای آمریکا بوده و هم مورد اعتماد رهبر ایران.اولین دیدار من از عمان خاطره‌انگیز بود. نه‌تنها آغازی بود بر یک تلاش چند ساله بلکه یکی از سخاوتمندانه‌ترین و صمیمانه‌ترین میزبانی‌هایی بود که از من در جایی به عمل آورده شد بود. سلطان قابوس و من در یکی از ایوان‌های یکی از قصرهای بزرگش که مشرف بر دریا بود به بحث درباره‌ی سیاست، هنر، موسیقی و علاقه‌ی مشترکمان به خودروهای کلاسیک پرداختیم.حول‌وحوش وقت ناهار بود که مرا به قسمت دیگری از قصرش مشایعت کرد جایی که برایمان اعضای ارکستر سلطنتی آمیزه‌ای از آهنگ‌های آمریکایی را می‌نواختند و ما از یک ضیافت فوق‌العاده‌ی غذاهای خاورمیانه‌ای لذت می‌بردیم و نهایتاً به موضوعی پرداختیم که هر دوی ما به آن فکر می‌کردیم: آیا ایالات‌متحده و ایران می‌توانند بر شکاکی فی‌مابین غلبه کنند و برای یافتن راه‌حلی برای چالش هسته‌ای شروع به مذاکره کنند؟سلطان به من گفت که فرصتی واقعی در دسترس است. به شکل سنتی، در حاکمیت ایران، مسئله هسته‌ای توسط تندروها در شورای عالی امنیت ملی مدیریت می‌شود اما سلطان قابوس دلگرم بود چون علی خامنه‌ای رهبر ایران تصمیم گرفته بود که سرپرستی پرونده‌ی هسته‌ای را به وزارت امور خارجه بسپارد، یعنی حیطه‌ی صلاحیت وزیر امور خارجه علی صالحی؛ یک متخصص هسته‌ای که در ام آی تی درس خوانده است.صالحی پدر‌خوانده‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران بود که به دلیلی از اعتماد رهبر ایران برخوردار بود. اما سلطان قابوس معتقد بود صالحی یکی از بزرگ‌ترین مدافعان این نظر در تهران است که راه دیپلماسی باید آزموده شود. من بعدها فهمیدم که حدس سلطان قابوس در مورد صالحی مثل اکثر موارد دقیق بوده است. بااین‌وجود هردوی ما متوجه بودیم که فرصت موردنظر سلطان قابوس با موانع جدی روبرو است. در صدر این موانع بی‌اعتمادی و فریبکاری دوطرفه‌ای بود که دهه‌ها بین دو کشور برقرار بود.هر دو طرف نگرانی‌های سیاسی قابل توجهی داشتند که از قضا کاملاً غیرمشابه هم نبودند: هر دو دولت انتخابات پیش روی خود داشتند و می‌بایست بسیاری از رأی‌دهندگان قدرتمندی که به‌شدت مخالف مذاکرات مستقیم بین دو کشور بودند را راضی می‌کردند. در چشم‌انداز گسترده، از نظر آمریکایی‌ها ایران یک دولت تروریست بود، به خاطر خراب کردن سفارتخانه‌ی ما و گروگان‌گیری گناهکار بودند، آمریکایی‌ها را در عراق و لبنان با بمب‌گذاری و بمب‌های دست‌ساز کشته بودند، و در دولت‌های منطقه باهدف «صدور انقلاب» مداخله می‌کردند. از نظر ایرانی‌ها هم آمریکا «شیطان بزرگ» بزرگ بود، دولت غیرقابل اعتمادی بود که توسط سیا قصد براندازی حکومت ایران را داشته، حامی شاه و پلیس مخفی شکنجه‌گرش بوده و به سبب عدم مداخله‌اش هنگام حمله‌ی شیمیایی صدام علیه ایرانی‌ها گناهکار بوده است و از حمایت ایران از بشار اسد هم شاکی است.احساسات و تصورات در هر دو طرف قوی بود. کارهای زیادی باید انجام می‌شد و یافتن راهی مورد توافق دو طرف که روبه‌جلو باشد چالش‌برانگیز بود و حتی غیر ممکن می‌نمود. با در نظر داشتن این موضوع، سلطان قابوس رهنمود مهمی را در آن ملاقات اول با من در میان گذاشت. او به من گفت « باید یک حس احترام واقعی و دوطرفه در زمینه‌ی این مذاکرات باشد. اگر ایرانی‌ها احساس کنند به آن‌‌ها توهین شده یا زور گفته می‌شود بلافاصله مذاکرات را ترک خواهند کرد.» من این توصیه را عمیقاً قبول کردم. گفتگوهایی که بعد از آن صورت گرفت عمدتاً دشوار و پرحرارت بود. اما علیرغم وجود اختلافات اساسی، گفتگوها همیشه در پوششی از احترام بود. همین موجب همه‌ی تفاوت‌ها نسبت به قبل شد.من چند روز قبل از کریسمس با تحت تأثیر قرار گرفتن از این مکالمه، مسقط را به مقصد واشتگتن ترک کردم. من به سرعت مختصری از این ماجرا را به اطلاع کاخ سفید و وزارت کشور رساندم. هنوز سؤالات بی جواب زیادی وجود دارند، ولی رئیس جمهور اوباما پذیرفت که برای گفتگوی واقعی با ایرانی‌ها مبنایی ایجاد شده است.او همچنین پذیرفت که تداوم ارتباط با ایرانی‌ها با انتقال پیام از طریق مسقط، ما را به هیچ کجا نمی‌رساند؛ در نهایت، لازم است با ایرانی‌ها رو در روی هم بنشینیم. برای بازگشت به مسقط در ۳ ژانویه ۲۰۱۲ برنامه ریزی کردم، تا درباره‌ی نحوه کمک عمانی‌ها برای عملی کردن این گفتگو رایزنی کنم.این گفتگوهای اولیه به من انرژی داده بود. ]]> صفحه آخر Wed, 12 Sep 2018 04:04:55 GMT http://armageddon.ir/vdcg.y93rak9nnpr4a.html تلاش متحدان آمریکا برای برای بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران http://armageddon.ir/vdcf.1dviw6dtjgiaw.html به گزارش «آرماگدون» ، جان کری زودتر از آن چه فکرش را می کردیم کتاب مفصل خاطرات خود درباره دوران وزارت خارجه اش را منتشر کرد. او یک فصل از این کتاب را با عنوان جلوگیری از جنگ به برجام و توافق با ایران اختصاص داده است. پایگاه خبری تحلیلی فردا متن این فصل را به مرور منتشر می کند. قسمت اول از این پاورقی را بخوانید:بدیهی است که بسیاری از گفته های جان کری در این کتاب مطابق با واقعیات نیست و صرفا جهت آشنایی با دیدگاه های طرف غربی منتشر می شود.محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران وارد اتاقی کوچک و بدون پنجره در جنب سالن شورای امنیت شد، اتاقی که از یک اتاق لباس بزر‌گ‌تر نبود. اتاق فقط یک میز داشت و چند تا صندلی. طبق قرار قبلی من در آنجا منتظر نشسته بودم. آن اولین ملاقات بین یک وزیر امور خارجه‌ی ایالات‌متحده با یک وزیر امور خارجه‌ی ایرانی در عرض تقریباً چهل سال گذشته بود.طبق همه‌ی ارزیابی‌های متحدانمان ازجمله اسرائیل و متخصصان خودمان، ایران داشت به‌سوی توانایی داشتن سلاح هسته‌ای می‌شتافت. هیچ‌کس شک نداشت که ایران توانسته بر چرخه‌ی سوخت هسته‌ای مسلط شود. از ۱۶۴ سانتریفیوژی که برای غنی‌‌سازی اورانیوم در روزهای اول ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش می‌چرخیدند، ایران در سال ۲۰۱۱ به ۲۷ هزار سانتریفیوژ رسیده بود که ۱۹ هزار تای آن‌ها در حال کار بودند.ایرانی‌ها آن‌قدر اورانیوم غنی‌شده ذخیره کرده بودند که اگر می‌خواستند به سمت ساخت سلاح بروند بتوانند ۸ تا ۱۰ بمب بسازند. آن‌ها تنها چند ماه تا اجرای راکتور پلوتونیوم فاصله داشتند که می‌توانست پلوتونیوم برای استفاده‌ی نظامی جهت ساخت بمب‌های بیشتر تولید کند.ارزیابی کارشناسی ما این بود که ایران می‌تواند در عرض دو تا سه ماه به بمب دست یابد. به همین اندازه خطرناک، بسیاری از قوی‌ترین متحدان ما در منطقه داشتند فعالانه برای بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران، در ایالات‌متحده لابی می‌کردند. سال‌ها، نخست‌وزیرها، شاهان و رئیس‌جمهورهای منطقه همگی معتقد بودند آمریکا باید دست به حمله‌ی پیشگیرانه بزند. رفتار منطقه‌ای ایران به‌شدت پرونده‌ی هسته‌ای را پیچیده کرده بود.ایران موشک آزمایش می‌کرد، از حزب‌الله حمایت می‌کردکه یک سازمان تروریستی بود، در عراق مداخله می‌کرد و عربستان سعودی را از طریق حمایت از منازعان یمنی تهدید می‌کرد. البته خطر بزرگی در کار بود. اگر ایالات‌متحده قصد داشت برنامه‌ی هسته‌ای ایران را تحت محدودیت‌های مناسب دربیاورد و از درگیر شدن در جنگی یک‌جانبه به‌تنهایی در خاورمیانه پرهیز کند، می‌بایست حتماً ابتدا همه‌ی راه‌های دیپلماتیک را امتحان کنیم. ما طی سالیان متمادی یاد گرفته‌ایم که وقتی ما خردمندی و صبر کافی برای ایجاد یک ائتلاف پشتیبانی گسترده از خود نشان دهیم، آمریکا و ارزش‌های آن قوی‌تر خواهد بود. این همان کاری بود که ما در زمان بوش اچ دبلیو بوش (بوش پدر) در زمان جنگ خلیج انجام دادیم و همان کاری است که در اجرای راهبرد مقابله با داعش انجام دادیم.ما به‌خوبی از رفتار ستیزه‌جویانه‌ی ایران در منطقه آگاه بودیم. دقیقاً به همین خاطر بود که آن‌ها را به خاطر فعالیت‌های موشکی، نقض حقوق بشر و قاچاق اسلحه تحریم کردیم. رئيس‌جمهور اوباما و همه‌ی تیم امنیت ملی ما این را می‌دانست که اگر شبح سلاح هسته‌ای را از بالای سرمان دور کنیم راحت‌تر می‌توانیم با ایران و همه‌ی مخاطراتی که برای جهان و منطقه‌ دارد برخورد کنیم. ما مجبور بودیم با برنامه‌‌ی هسته‌ای ایران مقابله کنیم.وقتی من و ظریف در آن اتاق ملاقات کوچک در سازمان ملل اولین گفتگوی خودمان را آغاز کردیم، آن واقعیت (لزوم مقابله با برنامه هسته‌ای) اولین اولویت ذهن من بود. قرار بود آن جلسه یک تبادل نظر کوتاه و خلاصه باشد. من و جواد با هم در آن اتاقِ به اندازه‌ی کمد لباس به مدت یک ساعت حرف زدیم. من از قبل تا جایی که می‌توانستم در مورد او از دوستان و همکارانی که با او در سازمان ملل کار کرده بودند چیزهایی فهمیده بودم. مشخص بود او هم همین کار را کرده بود و به کارهای من با عمانی‌ها و دیگر نمونه‌هایی از کارهایی که من در منطقه کرده بودم ارجاع می‌داد.من بلافاصله تحت تأثیر توانایی ظریف در استفاده از اصلاحات زبان انگلیسی قرار گرفتم. تحصیلات آمریکایی او و سال‌ها حضورش در آمریکا به‌عنوان نماینده‌ی ایران در سازمان ملل دانش وسیعی از سیاست آمریکایی در اختیارش گذاشته بود. او کتاب‌خوان، تحصیل‌کرده و باهوش بود. او همچنین سخنگویی دقیق و متعهد برای رژيم ایران بود که ما اختلافات اساسی با آن‌ها داریم. ابتدا گفتگویمان به تعارف و بذله‌گویی گذشت، در مورد سال‌هایی که در نیویورک بوده، در سازمان ملل، زندگی‌اش در ایران و خانواده‌اش، سیاست‌هایمان، شغل من و سنا و غیره.بعد رفتیم سر اصل مطلب. من این موضع را روشن کردم که دولت آمریکا آماده است تا در مورد ایران دست به اقدام جدی بزند اما نه احساس عجله و نه اجباری برای رسیدن به یک توافق بر سر برنامه‌ی هسته‌ای ایران وجود ندارد. نبود توافق بهتر از یک توافق بد است و ضروری است که ایران آماده باشد که اطمینان دهد که بر اساس استانداردهای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و فراتر از آن عمل خواهد کرد وگرنه ما وقتمان را تلف خواهیم کرد. او گفت ایران تشنه‌ی یک معامله نیست و به فتوای آیت‌الله در سال ۲۰۰۳ اشاره‌کرده که علناً اعلام کرده بود ایران به سمت سلاح هسته‌ای نخواهد رفت. من گفتم ما مشخصاً نیاز به یکی از راستی‌آزماترین (قابل اثبات ترین) توافقات بین‌المللی داریم که تاکنون به‌دست‌آمده است. معلوم بود که هر دوی ما خط قرمزهای مشخصی داریم که نباید از آن‌ها عبور کرد اما ضمناً هر دوی ما در مورد تلاش برای یافتن راهی روبه‌جلو جدی بودیم.قبل از اینکه از هم جدا شویم در مورد اهمیت حفظ محرمانگی حرف زدیم. از اول هر دوی ما قبول داشتیم که رابطه‌ی ما برای حصول موفقیت بسیار ضروری است. ما نیازمند یک خط ارتباطی باز برای ارتباط مستقیم در لحظات حساس بودیم. به همین دلیل در همان جلسه‌ی اول توافق کردیم از مجادله عمومی از طریق رسانه‌ها پرهیز کنیم.در عوض تمام تلاشمان را خواهیم کرد که مسائل را خصوصی حل کنیم. رسانه‌ها به‌خوبی آگاه بودند که من و ظریف چنین گفتگویی را انجام خواهیم داد چراکه هر دوی ما قرار بود در نشست عمومی ۵+۱ شرکت کنیم – گروهی که از قبل برای تمرکز بر برنامه‌ی هسته‌ای ایران تشکیل شده بود. ۵+۱ ( پنج عضو دائم شورای امنیت یعنی چین، فرانسه، روسیه، انگلستان و آمریکا به علاوه‌ی آلمان) و اتحادیه‌ی اروپا سال‌ها بود گهگاه با یکدیگر در سطوح پایین‌تر ملاقات‌هایی برگزار می‌کردند تا امکان‌های رسیدن به توافقی که نگرانی‌های جامعه‌ی بین‌المللی در مورد برنامه‌ی رو به گسترش هسته‌ای ایران را برطرف کنند، ارزیابی کنند.ادامه دارد .... ]]> صفحه آخر Sun, 09 Sep 2018 10:41:23 GMT http://armageddon.ir/vdcf.1dviw6dtjgiaw.html گزارش تصویری سومین همایش تخصصی دشمن شناسی «دین زاو» http://armageddon.ir/vglc.oqea2bqpi,s8a22l5..html ]]> اسلام ستیزی Sun, 02 Sep 2018 05:17:06 GMT http://armageddon.ir/vglc.oqea2bqpi,s8a22l5..html نقش بازی‌های رایانه‌ای درپروژه اسلام‌هراسی http://armageddon.ir/vdcf.edviw6dtvgiaw.html علی صابونچی در دومین روز از برگزاری همایش تخصصی دین زاو با اشاره به سبک و صیاق بازی های دهه ۶۰، اظهار داشت: بازی هایی که در ۲ دهه اخیر مورد استفاده قرار می گرفت بسیار ساده و فاقد سناریو از پیش طراحی شده بودند، اما امروز بازی های یارانه ای متعددی وجود دارند که علاوه بر ایجاد سرگرمی، تفکرات و خواسته های دشمن را به ذهن مخاطب القا می کنند.وی در ادامه گفت: امروز مخاطبان با در اختیار داشتن تبلت، گوشی های همراه و کامپیوتر به راحتی می توانند در هر زمانی که بخواهند مشغول به بازی های رایانه ای شوند، و بدون اینکه متوجه شوند تحت تاثیر پیامدهای منفی این فضا قرار گیرند. به عنوان مثال در بسیاری از این بازی ها ترویج خشونت صورت می گیرد که این احساس ناخودآگاه برای مخاطب، عادی جلوه داده می شود.این کارشناس حوزه اسلام هراسی گفت: در گذشته خانواده ها نگران این بودند که فرزندانشان در کوچه به هنگام بازی با همبازی های غیر موجهی معاشرت داشته باشند، اما با پیشرفت تکنولوژی و عرضه کامپیوتر به بازار خانواده ها نسخه درمان نگرانی خود را در تهیه کامپیوتر برای فرزندانشان جستجو کردند، آنها بر این باور بودند که فرزندشان در خانه در محیطی آرام مشغول بازی است، اما غافل از آنکه می توانند در معرض خطرهای جدی از جمله اعتیاد به بازی های رایانه ای بود، قرار گیرند.صابونچی با اشاره به سبک بازی های رایانه ای گفت: ایجاد احساس هیجان، ترس، مبارزه، ترویج خشونت، کشت و کشتار، از جمله موارد منفی است که طراحان این بازی ها برای مخاطبان برنامه ریزی کرده اند.وی با توجه به اینکه پروژه اسلام هراسی در دستور کار دشمنان قرار دارد گفت: در بسیاری از این بازی ها که در دسترس عموم قرار دارد نشانه هایی از شیطنت و توطئه های دشمنان وجود دارد، در حقیقت آنهایی که دستشان به خون بسیاری از مردم مسلمان آغشته است می کوشند تا در قالب این بازی ها مسلمانان را جنایت کار ، تروریست و مخل نظم و امنیت جهان و آمریکایی ها را افرادی صلح طلب و مبارزه گر با ظلم و ستم معرفی کنند.وی با اشاره به بازی حمله به اردوگاه، گفت: در این بازی که مبارزه با تروریست ها محور اصلی است کوشیده شده که در مناطقی که تروریست ها وجود دارند صدای اذان پخش شود و آیات قرآن روی دیوارها بصورت معکوس نوشته شده است. بطوری که مخاطب در حین بازی احساس کند که مسلمانان ترویست هستند. وی در ادامه اظهار داشت: در این بازی که جنگ را در کشور لیبی طراحی کرده اند، در برخی از امکان مذهبی در این کشور صدای اخبار ایران از رادیو پخش می شود، به این معنا که ایران حامی تروریست است.صابونچی با توجه به اینکه اغلب بازی های اسلام ستیز بازی هایی با سبک اکشن و جنگجویانه هستند، بیان داشت: بطور مثال، در بازی "هیت من"که فردی آمریکایی برای خنثی کردن کلاهک هسته ای به ایران سفر کرده است، در فضای بازی مسجدهایی با معماری ایرانی نشان داده می شوند اما افرادی که از اماکن دفاع می کنند با ظاهری همانند افغان ها ملبس شده اند، و همچنین اسامی متبرک خداوند روی معابری که افراد از آن گذر می کنند هک شده اند.وی در ادامه با بیان اینکه بسیاری از بازی های رایانه ای با توطئه دشمنان حتی قبل از اتفاقات یا جنگ ها ساخته و منتشر می شوند، گفت: یک ماه قبل از حمله آمریکه به افغانستان، بازی یارانه ای به نام دلتا فورس روانه بازار شد که حمله آمریکا به افغانستان را بازگو می کرد و افغانستان را کشوری تروریست جلوه می داد، بنابراین، زمانی که آمریکا به کشور افغانستان حمله کرد، این موضوع برای مردم آمریکا بسیار عادی و حتی ضروری جلوه کرد.این منتقد بازی های رایانه ای با اشاره به اشغال سفارت ایران در انگلیس توسط صدام حسین در سال ۱۳۵۸، اظهار داشت: پس از رخ دادن این اتفاق بازی ای دقیقا با همین مضمون روانه بازار شد و المان هایی که در این بازی طراحی شده بود ایران را حامی تروریست نشان می داد.وی در خاتمه گفت: خانواده ها و افراد جامعه ما باید بسیار محتاط تر از قبل عمل کرده و در انتخاب بازی های رایانه ای هوشیار باشند؛ چرا که دشمن نتواند به راحتی به ذهن قشر نوجوان ما نفوذ کرده و تمام افکار و نظرات آنها را به راحتی تحت سلطه خود در آورد. ]]> اسلام ستیزی Sat, 01 Sep 2018 05:35:52 GMT http://armageddon.ir/vdcf.edviw6dtvgiaw.html سومین همایش تخصصی دشمن شناسی «دین زاو» برگزار شد + تصاویر سخنرانان همایش http://armageddon.ir/vdce.f8pbjh8nn9bij.html در این مراسم که به همت فرهنگسرای اندیشه و با مشارکت اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، حوزه هنری و خبرگزاری فارس در حال برگزاری است به بررسی موضوعاتی همچون: نقش اینفلوئنسرها و سلبریتی ها در مهندسی افکار عمومی، دشمن شناسی از منظر مقام معظم رهبری، استراتژی رسانه ای، صیهونیسم و نقش ماناروها، مهندسی افکار عمومی به روش اقناع و تبلیغ، رصد و بررسی فعالیت های رسانه ای منافقین، تکنیک های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر، تکنیک های هک و جاسوسی تلفن همراه، فرآیندشناسی موج های فضای مجازی، رسانه و تمدن نوین اسلامی ایرانی، گرافیک رسانه ای و کاریکاتور، توسط کارشناسان صاحب نام پرداخته خواهد شد.سخنرانان روز اول همایش ، چهارشنبه ۷ شهریورماهضرورت دشمن ستیزی در اسلاممحمدتقی زاهدی فعال فرهنگی در حوزه دشمن شناسی در این همایش، با تاکید بر ضرورت دشمن ستیزی و دشمن شناسی در اسلام اظهار داشت: کسانی که به خدا و رسول او و روز جزا ایمان دارند اما تلاشی برای شناخت دشمنان خدا وحضرت رسول نمی کنند دین و باور آنها زیر سوال است.وی در ادامه با بیان اینکه باید تکالیف و وظایف خود را در عرصه دشمن ستیزی مد نظر داشته باشیم گفت: متاسفانه در جامعه کنونی ما برداشت هیجانی و بازی های رسانه ای درمورد دشمن و دشمن شناسی صورت می گیرد، در حالیکه مقوله دشمن شناسی در اسلام به قدری حائز اهمیت است که اگر کسی لحظه ای از آن غفلت کند، دین و اعتقادات خود را مورد خطر دشمنان قرار داده است.جاسوسی و تخلیه اطلاعاتی یکی از راه‌های مهم نفوذ دشمنتقوی کارشناس حوزه ضد جاسوسی نیز در سومین همایش تخصصی دشمن شناسی و دشمن ستیزی دین زاو، با اشاره به اقدامات ضد ایرانی دشمنان اظهار داشت: امروز بدخواهان و دشمنان نظام و انقلاب اسلامی درصدد هستند تا با بهره مندی از تمام توان خود به جمهوری اسلامی ضربه وارد کنند.وی در ادامه با توجه به پیشرفت های دنیای تکنولوژی، راه های ارتباطی را یکی از دریچه های نفوذ دشمنان به درون کشورمان عنوان کرد و گفت: جمع آوری اطلاعات محرمانه یا شخصی مسئولان و حتی عموم مردم، امروز در دستورکار غربی ها قرار دارد، که جاسوسی از مجاری ارتباطی از بارزترین آنهاست.نقش رسانه در مدیریت افکار عمومی انکار ناپذیر استدر ادامه همایش، حامد امامی با اشاره به زندگی کنونی در دنیای مدرن، نقش رسانه در مدیریت افکار عمومی را بی بدیل دانست و اظهار داشت: مهم ترین ابزار رسانه برای مدیریت افکار عمومی در دنیای مدرن، صنعت تبلیغات است که دست اندرکاران در این عرصه می کوشند تا با بهره مندی از ترفندهای مختلف، محتوای مورد نظر خود را به مخاطبین القا کنند.این کارشناس حوزه مهندسی افکار عمومی، اظهار داشت: بسیاری از شبکه های اجتماعی به گونه ای طراحی شده اند که میزان ترشح دوپامین و میزان مراجعه فرد به محصول مورد نظر را افزایش داده است؛ به گونه ای که فرد به شدت به شبکه های مجازی احساس وابستگی میکند.امامی همچنین با اشاره به بازی های رایانه ای نسل امروز گفت: این بازی ها در کمال اینکه ساده به نظر می رسند، توانسته‌اند بیشترین زمان از نسل امروز را به خود اختصاص دهند که در حد خود اعتیاد بزرگی محسوب می شود، در حقیقت در پشت پرده این بازی ها نوعی جهت دهی به افکار نوجوان است.کم سوادی در حوزه رسانه، جبهه رسانه ای معاند به طمع می اندازداحمد قدیری ابیانه پژوهشگر و استاد دانشگاه در ادامه همایش، با اشاره به اخبار ضدو نقیض در فضای گسترده رسانه ها گفت: سواد رسانه ای لازمه هر فرد جویای حقیقت در عرصه خبر است، در حقیقت نباید به آسانی به رسانه ها اعتماد کرد.وی در ادامه تاکید کرد که تکنیک هایی وجود دارند که رسانه ها با استفاده از آنها می تئانند خبری را بدون اینکه دروغ گفته باشند، منفی یا مثبت جلوه دهند. بطور مثال، با استفاده از کلمات کاملا هم معنا اما با بار معنایی متفاوت می توانند یک تیتر بسیار منفی بسازند و در عین حال کاملا صحت داشته باشد.وی گفت: به عنوان مثال، خبرگزاری ای تیتر اول خود را به موضوع ایران از چین گردشگر وارد می کند اختصاص می دهد و موضوع مثبت جذب گردشگر را کاملا برعکس جلوه می دهد. و یا برخی رسانه ها با شیطنت در خصوص مسائل ورزشی می نویسند ایران نایب قهرمان جهان شد، و همین تیتر را با بار منفی منتشر می کنند و می نویسند ایران طلا را از دست داد.وی با اشاره به انتخابات سال ۸۸ گفت: شبکه های فارسی زبان معاند ماه ها قبل از زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در تلاش بودند تا به مردم القا کنند در انتخابات تقلب رخ خواهد داد و پیرامون این موضوع تیترهای گوناگون زدند؛ لذا هجمه های دشمنان می طلبد که ما سواد رسانه ای خود را به شدت افزایش دهیم.هر مخاطب میتواند یک رسانه قدرتمند باشددرلحظات پایانی همایش، مطهر محمدخانی فعال رسانه ای با اشاره به فعالیت های گسترده کاربران در شبکه های مجازی گفت: هر یک از افراد جامعه ما به یک رسانه قدرتمند تبدیل شده اند که میتوانند جهان پیرامون خود را تغییر دهند.محمدخانی گفت: امروز مردم دیگر مخاطب وابسته به رسانه ها نیستند، بلکه تبدیل به شهروند رسانه ای شده اند که می توانند خبری را تولید کرده و به صورت گسترده در فضای مجازی نشر دهند و توجه مسوولان را به محتوای تولیدی خود جلب کرده به طوری که مسوولان درصدد پاسخگویی برآیند.سخنرانان روز دوم همایش ، پنج شنبه ۸ شهریورماهنقش بازی های رایانه ای درپروژه اسلام هراسیدر آغاز همایش، علی صابونچی با اشاره به بازی های رایانه ای گفت: طراحان و سازندگان این نوع بازی ها هدفی غیر از ایجاد سرگرمی برای مخاطبان دارند، آنها پروژه اسلام هراسی را در قالب ساخت بازی های یارانه ای کلید زدند.وی با توجه به اینکه پروژه اسلام هراسی در دستور کار دشمنان قرار دارد گفت: در بسیاری از این بازی ها که در دسترس عموم قرار دارد نشانه هایی از شیطنت و توطئه های دشمنان وجود دارد، در حقیقت آنهایی که دستشان به خون بسیاری از مردم مسلمان آغشته است می کوشند تا در قالب این بازی ها مسلمانان را جنایت کار ، تروریست و مخل نظم و امنیت جهان و آمریکایی ها را افرادی صلح طلب و مبارزه گر با ظلم و ستم معرفی کنند.دانش و قدرت مکمل یکدیگرندمیلاد دخانچی فعال فرهنگی نیز در ادامه همایش، با بیان اینکه در دنیا کنونی قدرتمندان دانش را می سازند، گفت: رسانه ملی در جایگاهی قرار دارد که رابط میان مردم و حاکمیت است و با توجه به منافع ملی و مردمی فعالیت می کند. در شرایطی که رسانه باید به نوعی فرهنگ ساز و مروج آن باشد، واگذاری رسانه به بخش خصوصی باعث شده که رسانه ملی مروج خواسته های سرمایه گذاران شود.دخانچی افزود: بنابراین، نظام دانشی ای که در آن جامعه توسط رسانه ساخته شده است، به نوعی بی مصرف خواهد بود و منجر به فاصله گرفتن مردم از اهداف حقیقی حاکمیت می شود.وی با اشاره به اینکه نباید ساز و کار فرهنگی خود را در اختیار قدرت یا جنبش های سیاسی قرار دهیم، گفت: رسانه ملی نیز تحت هیچ شرایطی نباید در اختیار قدرت، سیاست یا سرمایه داری قرار گیرد.خلاء جبهه انقلاب اسلامی در رسانه های اجتماعیحسن میثمی فعال فرهنگی در ادامه دومین روز از برگزاری همایش تخصصی دین زاو، با اشاره به فعالیت گسترده کاربران فضای مجازی، گفت: عدم برنامه ریزی و سازماندهی قوی تشکل های انقلابی موجب شده تا زمینه برای هرگونه اقدام کاربران فاقد تخصص برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی فراهم شود.میثمی با توجه به اینکه در عرصه سیاست متخصصان و صاحب نظران کارآمدی داریم، اظهار داشت: نباید تمام توجه به حوزه سیاست معطوف شود بلکه رسیدگی به موضوعات اجتماعی، فرهنگی، زنان و محیط زیست و... باعث ممانعت از هر گونه نظر و تاثیرگذاری افرادی نامتخصص که از طریق فضای مجازی شناخته شده اند، می شود.دانش رسانه نیاز ضروری جامعهسپس محمد صادق دهنادی پژوهشگر دین و رسانه، افزود: امروز بسیاری از مردم نیازمندی های خود را از طریق رسانه بدست می آورند، آنها حتی ابتدایی ترین احکام خود را در رسانه ها جستجو می کنند، بطور مثال، پرداخت خمس و زکات از طریق درگاه های اینترنتی صورت می گیرد و اوقات شرعی و حتی رویت ماه رمضان توسط رسانه اعلام می شود، اگر کسی سواد رسانه ای کافی نداشته باشد در انجام مقدماتی ترین احکام دین خود ناتوان خواهد بود.وی با بیان اینکه نداشتن سواد رسانه ای بی سوادی محسوب می شود، اظهار داشت: حتی اگر حکومتی سواد رسانه ای نداشته باشد، توانایی اداره یک اجتماع را ندارد و حکمرانی بر او شایسته نیست.دشمنی آمریکا با اصل نظام و انقلاب اسلامی پایان ناپذیر استفواد ایزدی در ادامه همایش با بیان اینکه زبان و فرهنگ اصلی آمریکایی ها تهدید و تحریم است، گفت: مشکل اساسی این کشور با جمهوری اسلامی اصل نظام است.وی با اشاره به قوانین سیاست خارجی آمریکا اظهار داشت: کتابی در این خصوص به چاپ رسیده است که در آن چنین آورده شده است که آمریکا هر کشوری را دشمن محسوب نماید از هیچ تلاشی برای تضعیف و تخریب آن دریغ نمی کند فارغ از اینکه کشور مورد هدف چه اقدامات اصلاحی انجام داده است. بنابراین، امتیاز دادن و مذاکره با آنها راه کاهش خصومت های آنها نیست. بلکه راهکاری که تا حدودی می توان مشکلات با آمریکا را کاهش داد، این است که کشور به سطحی از قدرت برسد که آمریکایی ها طمع نکنند و آن کشور را مورد هدف نابودی قرار ندهند.وی در پایان بیان داشت: جمهوری اسلامی امروزه با مشکلاتی مواجه است که نتیجه مدیریت ضعیف و ناکارآمد برخی مسئولان است، ما با توجه و اتکا به ظرفیت های بالقوه داخلی می توانیم مشکلات جاری کشورمان را کاهش دهیم.سخنرانان روز سوم همایش ، جمعه ۹ شهریورماهصهیونیست ها دشمن تراز اول جهان اسلاممهدی بیات در آغاز همایش با بیان اینکه غفلت در برابر اقدامات صیهونیست ها جبران ناپذیر است، گفت: نباید در مقابل توطئه ها و اقداماتی که صهیونست ها به طور پنهانی علیه ما و تمام امت اسلامی انجام میدهند، سکوت کنیم؛ لذا در این برهه از زمان که آنها تمام توان خود را برای تغییر در نگرش و افکار عمومی کشورها به خصوص ایران به کار گرفته اند، نبایدآسان از کنار این موضوع مهم عبور کنیم. صهیونیست ها نه تنها با ایران بلکه با سایر کشورها خصومت دارند؛ چراکه میخواهند بر کل دنیا حکومت کنند.وی با تاکید بر اینکه سرنگونی رژیم جعلی صهیونیسم انکارناپذیر است، خاطرنشان کرد: با تمام اقدامات ضد انسانی که یهود در دستورکار دارد، فضای درونی این رژیم فضای ملتهبی است که یقین داریم با کار و تلاش جهادی و مقابله با آنها از طریق رسانه و راه اندازی جنگ روانی میتوانیم تمام توطئه های آنها را خنثی کنیم.بهبود وضعیت اقتصادی کشور در گرو مذاکره با آمریکا نیستسید هادی افقهی کارشناس مسائل سیاسی نیز در ادامه همایش با اشاره به عملکرد غیرقانونی رئیس جمهور آمریکا در توافق برجام، گفت: تعامل و مذاکره با آمریکا راهگشای مشکلات نیست.وی با اشاره به ثبت اقدامات ضد انسانی و جنایات آمریکا و متحدانش در تاریخ اظهار داشت: آمریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان در برخورد با تروریست‌ها عملکرد واضح و شفافی ندارند؛ لذا گروه‌های تروریستی که در جهت تامین منافع آن‌ها عمل کنند، مورد حمایت این سه کشور قرار خواهند گرفت.وی ادامه داد: امروز استقلال جمهوری اسلامی نه‌تنها در داخل کشور بلکه در منطقه و فرامنطقه‌ای نیز باعث مباهات است و هم کشور‌های دوست و هم دشمنان ما بر این مسأله واقف هستند؛ لذا یکی از هدف‌های مهم غربی‌ها این است که مذاکرات را دست مایه‌ای قرار دهند تا خواسته‌های نامشروعشان را بر ما تحمیل کنند.آمریکا و شوروی طراحان اصلی جنگ تحمیلینادر طالب زاده با اشاره به حمایت های همه جانبه آمریکایی ها از رژیم بعثی در جنگ تحمیلی گفت: در حقیقت آمریکا و شوروی به منظور در نطفه خفه کردن انقلاب اسلامی صدام را تحریک به آغاز جنگ علیه ایران کردند.وی همچنین با اشاره به نقش تاثیرگذار رسانه در تحقق اهداف و سیاست های دولت ها، اظهار داشت: عمده انتقال تفکرات دولت ها از طریق رسانه ها به جامعه القا میشود. هیچ کشوری نمیتواند مدعی قدرتمند بودن باشد اما نسبت به رسانه شناخت و آگاهی نداشته باشد؛ چراکه قدرت و رسانه به عبارتی مکمل یکدیگرند.نقش فرماندهان جوان در جنگ تحمیلیسید احمد موسوی با اشاره موفقیت های فرماندهان جوان در دوران دفاع مقدس، گفت: تجربه نشان داده که نتیجه اعتماد به نسل جوان پیروزیست.وی با بیان اینکه حضور جوانان در عرصه های مدیریتی کشور باعث بهبود وضعیت می شود اظهار داشت: متاسفانه در جامعه ما خلاء حضور جوانان کارآمد در حوزه های مختلف از جمله سیاسی و فرهنگی مشاهده می شود، اما باید باور کنیم که توانایی و استعداد نسل جوان می تواند راه گشا باشد.آداب دیپلماتیک در مذاکراتسعید صدراییان با تشریح آداب مذاکرات دیپلماتیک، اظهار داشت: یکی از موضوعات مهم در مذاکرات مقامات رنگ لباس است، هر چه رنگ لباس تیره تر و مایل به رنگ مشکی باشد به معنای برتری در بحث می باشد.وی در طرح این سوال که چرا دیدار های مقامات ایرانی و سعودی با دولتمردان ترکیه در استانبول صورت می گیرد در حالیکه تمام مقامات کشورهای دیگر در آنکارا، گفت: ایران و عربستان بدلیل ماهیت اسلامی خود حاضر به ملاقات مقامات ترکیه در آنکارا نیستند، چرا که محل دفن آتاترک در این شهر قرار دارد و هر مقام مسئولی که به منظور دیدار با دولتمردان ترکیه به آنکارا می رود به آرامگاه آتاترک ادای احترام می کند،چرا که ادای احترام در اسلام بجز مقابل خداوند یکتا جایز نیست. ]]> اسلام ستیزی Sat, 01 Sep 2018 05:23:31 GMT http://armageddon.ir/vdce.f8pbjh8nn9bij.html اخراج خبرنگار آمریکایی به دلیل پوشش اخبار مسلمانان چین http://armageddon.ir/vdcc.oqea2bqpsla82.html به گزارش «آرماگدون» ، به نقل از پایگاه خبری MCD؛ باشگاه خبرنگاران خارجی چین اعلام کرد: وزارت امور خارجه این کشور گذرنامه رئیس دفتر پایگاه خبری «بازفید» را تمدید نکرده و به او دستور اخراج از چین را داده است.این پایگاه خبری افزود: وزارت امور خارجه چین هیچ دلیل شفافی برای تمدید نکردن گذرنامه این خبرنگار ارائه نکرده است.«میگها راجاگوبالان» خبرنگار زن آمریکایی در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: وزارت امور خارجه چین از تمدید گذرنامه من سر باز زد.این خبرنگار آمریکایی به شکل گسترده‌ای رویکرد دولت چین در برابر مسلمانان اویغور را پوشش می داد.سین‌کیانگ، محل زندگی ۱۲ میلیون مسلمان اویغور، سال‌ها است هدف کنترل شدید دولت چین به بهانه مبارزه با تروریسم بوده‌ است. ]]> اسلام ستیزی Wed, 22 Aug 2018 16:09:35 GMT http://armageddon.ir/vdcc.oqea2bqpsla82.html انتقاد از چاپ کتاب ضداسلامی نویسنده جنجالی آلمان http://armageddon.ir/vdcb.9b0urhbsgiupr.html به گزارش «آرماگدون» ، دو هفته قبل از انتشار کتاب تیلو زاراسین، نویسنده جنجالی و اسلام‌ستیز آلمان، ناشر سابق او از انتشار این کتاب انتقاد کرده است. توماس راتنو، عضو هیئت مدیره انتشارات راندوم هاوز و ناشر DVA، در گفت‌وگو با روزنامه «سایت»، از دلایل منتشرنشدن کتاب زاراسین و قطع همکاری با او صحبت کرده است. کتاب جدید زاراسین با عنوان «تصاحب خصمانه - چگونه اسلام مانع پیشرفت می‌شود و جامعه را تهدید می‌کند» قرار است در ۳۰ آگوست(هشتم شهریورماه سال جاری) توسط انتشارات فینانزبوخ منتشر شود.بنا به گزارش رایزنی فرهنگی ایران در آلمان راتنو به سایت گفت که دست‌نویس کتاب زاراسین که او آن را رد کرده، اسلام را به عنوان معضل بشری نشان داده است. به گفته او این کتاب نشان می‌دهد کسی که ذهنیت خود را با قرآن شکل می‌دهد،‌ به سختی شخصیتش رشد می‌کند. به همین دلیل، مدیران انتشارات راندوم هاوز ترسیدند که با انتشار این کتاب، اسلام‌هراسی در جامعه تشدید شود و به همین دلیل، خواستار اصلاحات جامع در این کتاب شدند.به گفته راتنو، زاراسین همیشه خودش را توجیه می‌کند. حتی زمانی که درباره کتاب «آلمان خودش را از بین می‌برد» بحث‌های زیادی به وجود آمد، او تنها از خودش دفاع کرد. با این حال، به گفته او کتاب جدید استدلال‌های ضعیفی دارد. رانتو همچنین اظهار داشت که زاراسین از طرف سیاستمداران نیز مورد انتقاد قرار گرفته است و ممکن است که نگرش عمومی بر چاپ کتاب تأثیر بگذارد.با این وجود، ‌زاراسین در گفت‌وگو با سایت، همه این اتهامات را رد کرد و گفت:«همه نقل قول‌ها در کتاب من مستند و منابع قابل شناسایی هستند.» به اعتقاد زاراسین، با این شرایط، او بیشتر مورد قبول عموم مردم قرار خواهد گرفت. او در این باره گفت:«اگر کتاب‌های قبلی من را خوانده باشید، به راحتی این موضوع را حس می‌کنید. متأسفانه آنچه در کتاب «آلمان خودش را از بین می‌برد» نوشتم، به حقیقت پیوست».بعضی از سیاستمداران حزب سوسیال دموکرات آلمان پیش از این اعلام کرده بودند که در صورت چاپ کتاب جدید زاراسین، عضویت او در این حزب مجددا مورد بررسی قرار خواهد گرفت.پیش از این نیز، ، سناتور پیشین حزب سوسیال دموکرات آلمان در سنای برلین و عضو هیئت مدیره دویچه بانک با نگارش کتاب «آلمان خودش را از بین می‌برد» و انتشار تئوری‌هایش درباره سیاست‌های پناهندگی در سال ۲۰۱۰ و بحث‌های انتقادی درباره اسلام باعث ایجاد موجی از خشم و بحث در جامعه آلمان شد. با این حال تلاش برخی از اعضای حزب سوسیال دمکرات در سال ۲۰۱۱ برای حذف زاراسین از این حزب ناکام ماند. ]]> اسلام ستیزی Tue, 21 Aug 2018 05:43:53 GMT http://armageddon.ir/vdcb.9b0urhbsgiupr.html اسلام هراسی از نوع جانسون http://armageddon.ir/vdcj.oemfuqeihsfzu.html به گزارش «آرماگدون» ، این تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از هواداران جانسون از او می‌خواهند تا دین اسلام را در انگلیس ممنوع و مسلمانان را از این کشور اخراج کند.جانسون دو هفته پیش هم‌زمان با اجرای قانون ممنوعیت پوشیدن برقع در دانمارک، با انتشار یادداشتی در روزنامه دیلی تلگراف گفته بود که پوشیدن برقع، کاری 'مسخره' است. وی زنانی را که برقع می‌پوشند به 'دزد بانک' و 'صندوق پست' تشبیه کرده که این موضوع موجی از انتقادها را در داخل انگلیس به دنبال داشته است.اکنون هواداران وی در فیس‌بوک نوشته‌اند: هیچ مسلمانی نباید به دولت، اداره پلیس و یا ارتش راه پیدا کند. کاربر دیگری نوشته است: بوریس تو جرائت داری که از شر مسلمانان خلاص شویم.همچنین ساندی تایمز دریافته که ده‌ها گروه ضد اسلامی منتسب به هواداران وزیر خارجه پیشین انگلیس در فضای مجازی فعالیت دارند. در همین پیوند «ترزا می» نخست‌وزیر انگلیس و «براندن لوئیس» دبیر حزب محافظه‌کار، خواستار موضع‌گیری رسمی جانسون علیه اسلام‌ستیزی و عذرخواهی وی از یادداشت او در دیلی تلگراف شده‌اند.همچنین شماری از تشکل‌ها و سازمان‌های اسلامی و اعضای برجسته حزب محافظه‌کار، ازجمله دبیر و رهبر حزب خواستار عذرخواهی جانسون شده و لرد «شیخ» عضو مسلمان مجلس اعیان با گفتن اینکه عذرخواهی کافی نیست، خواستار اخراج جانسون از حزب شده است.از میان سیاستمداران دیگر، کن لیوینگستون، شهردار پیشین لندن و رقیب جانسون در انتخابات شهرداری نیز خواستار اخراج وی از حزب محافظه‌کار شده است. همچنین کمیسیون برابری و حقوق بشر(EHRC) که یک سازمان ناظر حقوق بشری در انگلیس بوده سخنان جانسون را 'توهین‌آمیز و تفرقه‌افکن' نامیده است.یک منبع نزدیک به وزیر خارجه پیشین انگلیس می‌گوید که انتصاب اظهارنظر کاربران فیس‌بوک به جانسون پسندیده نیست و او هرگونه اظهارنظر نفرت‌انگیز را محکوم می‌کند. این منبع بااین‌حال درباره عقب‌نشینی و یا عذرخواهی احتمالی جانسون از یادداشت خود در دیلی تلگراف سخنی به میان نیاورد.بر اساس این گزارش، اکنون کمیته بررسی درون‌حزبی محافظه‌کار مامور رسیدگی به اظهارات اسلام ستیزانه جانسون است.اسلام‌ستیزی در حزب محافظه‌کار تا حدی ریشه دوانده است که چندی پیش شورای مسلمانان بریتانیا در نامه‌ای به دبیر این حزب خواستار آغاز سریع تحقیقات و بررسی وضعیت اسلام هراسی در این حزب شده است.«هارون خان» رئیس شورای مسلمانان بریتانیا در این نامه خطاب به دبیر حزب محافظه‌کار گفته است که اعضای حزب یادشده به‌صورت هفتگی مرتکب اقدام های اسلام هراسانه شده‌اند. او با انتشار فهرستی از جرائم اسلام‌ستیزی توسط نمایندگان حزب محافظه‌کار، خواستار تعهد بیشتر این حزب به مبارزه با این معضل شده است.وضعیت اسلام هراسی در انگلیس تا حد زیادی پس از رای مردم این کشور به خروج از اتحادیه اروپا افزایش‌یافته است. 'حجت رمزی' عضو ارشد موسسه اندازه‌گیری جرائم اسلام هراسی در انگلیس به ایرنا گفته است که وضعیت اسلام در این کشور روند ناامیدکننده‌ای را طی می‌کند.وی ضمن ابراز نگرانی نسبت به آینده مسلمانان در اروپا و سایر نقاط جهان، اظهار داشت که با حضور دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا در کاخ سفید و افزایش حملات آمریکا علیه مسلمانان در سراسر جهان، آینده خوبی را نمی‌تواند تصور کند.به گفته وی، یکی از مهم‌ترین مشکلات برای مبارزه با اسلام هراسی، نبود تعریف دقیق از این پدیده است، تا جایی که حتی می و مدیر پروژه 'پرونت' که وظیفه‌اش پیشگیری از افراط‌گرایی است، تعریفی از اسلام هراسی ندارند.جانسون که با کناره‌گیری از وزارت خارجه در کمین تصاحب قدرت و برکناری می از مقام نخست‌وزیری است، بر موج طرفداران خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و جریانات دست راستی سوار شده تا با نزدیک‌تر شدن به مهلت رسمی برگزیت، پایگاه اجتماعی خود را محکم کند. ]]> اسلام ستیزی Sun, 19 Aug 2018 18:41:15 GMT http://armageddon.ir/vdcj.oemfuqeihsfzu.html رد درخواست شهروندی زوج مسلمان در سوئیس به دلیل خودداری از دست دادن با جنس مخالف http://armageddon.ir/vdci.vaqct1awvbc2t.html به گزارش «آرماگدون» ، به نقل از گاردین، شهردار لوزان علت این اقدام را احترام نگذاشتن این زن و شوهر مسلمان به اصل برابری جنسیتی عنوان کرد.گرگور جنود گفت: کمیسیون مربوطه چند ماه پیش بررسی درخواست این دو نفر را آغاز کرده بود و در تصمیمی که روز جمعه اعلام شد، به این نتیجه رسید که آن‌ها همه معیارهای لازم برای شهروندی سوئیس را ندارند.وی افزود: آزادی دین در قوانین کانتون وو ) یکی از ‌کانتون‌ها یا استان‌های سوئیس که لوزان مرکز آن است) تضمین شده است اما عمل به مسائل دینی نباید خارج از چارچوب قانون باشد.پیر آنتوان هیلبرند، معاون شهردار لوزان و یکی از اعضای کمیسیون بررسی درخواست شهروندی، نیز با دفاع از این تصمیم آن را غلبه قانون اساسی سوئیس و اصل برابری زن و مرد بر تعصب توصیف کرد.این زوج مسلمان برای درخواست تجدید نظر در این تصمیم کمیسیون مزبور سی روز فرصت دارند.پیش از این نیز در سال ۲۰۱۶ میلادی خودداری دو دانش‌آموز مسلمان در مدرسه‌ای در شمال سوئیس از دست دادن با معلمشان جنجال زیادی به پا کرد.این دو پسر مسلمان که اصالتاً اهل سوریه بودند، بنا بر دستورات مذهبی با معلم خود که یک زن بود دست ندادند. مسئولین مدرسه ابتدا با این مسئله موافقت کردند اما پس از آ‌ن که موضوع به رسانه‌ها کشیده شد، مسئولین منطقه‌ای تصمیم مدرسه را غیرقانونی دانستند و بر ضرورت دست دادن همه دانش‌آموزان با معلم خود به نشانه احترام به معلم تاکید کردند. ]]> اسلام ستیزی Sat, 18 Aug 2018 09:39:26 GMT http://armageddon.ir/vdci.vaqct1awvbc2t.html